افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - فروع اين بحث قرار زير است
ولى در دين در مواردى از به كارگيرى احساسات نهى شده است كه يكى در اجراى حدود زنا است كه مىگويد حد صد شلاق را بر مرد و زن زناكار جارى كند و رأفت شما (احساسات شما) مانع آن نشود، سپس در تأكيد شديد اين گونه انسان ها را از احساسات بى خود شان دور مى كنند كه اگر به خداوند و روز قيامت ايمان داريد احساسات شما مانع اجراى حد نشود.
در چند آيه قرآن محبت كفار بر مؤمنين حرام دانسته شده، هرچند احسان به آنان جايز است.
ولى در تعقلات در مورد به دست آوردن حقيقت خدا نهى وارد شده و در غير آن فعلا يادم نيست كه تعقل ممنوع شده باشد.
در همين كتاب قبلا گفتم كه معرفت ذات و وجود خداوند جل جلاله عقلا غير ممكن است، اولا كه او لايتناهى و وعاى عقل ما متناهى است؛ و ثانيا وجود او خارجى صرف و فاقد ماهيت است، و لذا ممتنع است كه ذهن ما او را درك كند و تعقل و تفكر زياد سبب گمراهى ما مىشود. و صفات ذاتى او در حكم ذات بلكه عين ذات اوست.
٣- احساسات در مقابل اجراى قوانين رايجه- چه مصوبه دولت ها باشد، و چه از مقبولات عرف باشد و چه نازله از جانب خداوند- بى ارزش است و نبايد جلو قانون را در نظر معتقدين به صحت آن قانون، بگيرد. بنابر اين احساسات نبايد جلو قوانين شرعيه را بگيرد و بايد بر خلاف احساسات در باب حدود، ديات، ضمانات، قصاص و غيره به قوانين عمل كرد و نبايد