افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٣ - وارد شدن چند تن بر داوود(ع)
از ديوار بالا رفتهبودند. و يا ملائكه بودند كه به شكل إنسان در آمدهبودند و نه به شكل معمولى و گويا داوود (ع) گمان برده و يا احتمال داده كه به قصد تعدى به جان او آمدهاند ازاين آيه به خوبى پيدا است كه انبياء به همهى موضوعات خارجى علم ندارند و اين موضوع مكرراً در قرآن بيان شده است او در علم قضا و داورى مطابق آيهى قبلى (ص: ٢٠) چنين معرفى شده است: «وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ» (ص: ٢٠)؛ ما زمامدارى او را مستحكم گردانيديم و به او حكمت و قضاوت و داورى داديم؛ بلى على القاعده انبياى گرامى از نظر احكام شرعى مطابق نياز زمان خود به وحى خداوند دانا و مسسلط بودهاند؛ ولى در حوادث كلى كائنات و حوادث روز مره چيزى را به طور فوق العاده، مگر اينكه خدا بخواهد، نمىدانستهاند و همانند ديگران بودهاند.
به هر حال يكى از آنان به داوود (ع) عرض كرد اين برادرم ٩٩ رأس نعجه (ميش و گوسفند ماده) دارد و من يك ميش دارم و آن را هم مطالبه دارد.
داوود (ع) ظاهراً بدون سؤال از طرف ديگر، او را محكوم و حق را با مدعى دانست بعد كه متوجه شد حكم كردن عليه طرف بدون سؤال درست نبوده، دانست كه در امتحان الهى ناكام مانده است، استغفار كرد و احتمالا به سجده رفت و يا در حال خميدگى بدن، در پيشگاه خداوند تواضع نمود و خداوند او را بخشيد، تمام قضيه كه در قرآن بيان شده همين مقدار است؛ ولى تورات يهوديان دروغهايى را در حق اين پيامبر بزرگ افتراء بسته كه مناسب شأن يك دانشمند هم نيست و چنانچه آن روايت در كتب احاديث مسلمانان باشد بايد بدانيم كه ريشهى آن تورات است و دانشمندان نبايد آنها را در كتب خود ذكر كنند و نه در منابر و خطبههاى جمعه، مستمعين و مخاطبين خود را گمراه كنند.[١]
[١] - يكى از اين روايات مشكوك يا موضوع در تفسير منسوب به قمى است كه سند آن معتبر است؛ ولى مصدر آن كه همان تفسير منسوب به قمى است، قابل اعتماد نيست و اين موضوع را در بحث مصدر شناسى در اواخر كتاب خود( بحوث فى علم الرجال چاپ پنجم) و( اخر كتاب معجم الاحاديث المعتبره ج ٨ چاپ اول و دوم آوردهايم) شما مىتوانيد اين روايت را در آن تفسير ج ٢/ ٣ و تفسير برهان ج ٦/ ٤٦٩ تا ٤٧٢ بخوانيد و بدانيد كه متن آن ضعيف است وخود كتاب قمى نيز بىاعتبار است.