افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١١ - سخنى در مورد شفاعت
معناى آيه، اين نيست كه اعمال بد و خوب، كوچك و متوسط، ثواب و عقاب ندارد؛ بلكه بزرگى رحمت خود را اينجا نشان داده كه به بهترين عمل شما ثواب زياد مىدهم و بدترين عمل شما را، مىپوشانم. و به طريق اولى غفور رحيم از عملهاى بد ديگر، هم مىگذرد، اللهم عاملنا بفضلك هكذا ...
سخنى در مورد شفاعت
شفاعت در دنيا و آخرت از آن خداوند است: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (الزمر: ٤٤)؛ آيا (مشركين) غير خدا را شفيعان خود گرفتهاند بگو هر چند كه آنها مالك اختيار هيچ چيزى نباشند و نه عقل داشتهباشند؟
نتيجهى روشن اين دو آيه
١- شفاعت اختصاص به خداوند دارد كه مالك آسمانها و زمين است؛
٢- غير خداوند (معبودهاى مشركين) شفاعت نمىتوانند؛ چون نه مالك چيزى هستند و نه عقل دارند؛
دستهى سومى هم مىمانند كه هم صاحبان عقل هستند و هم صاحبان اختيار؛ البته نه اختيار ذاتى؛ بلكه اختيارى كه از اذن خداوند پديد مىآيد: «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ...» (البقرة: ٢٥٥) و «إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ...» (الجن: ٢٧) و «ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ...» (يونس: ٣) و «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ...» (سبإ: ٢٣) و ساير آيات مشابه؛ مثل «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» (مريم: ٨٧).
از مجموع آياتى كه در مورد شفاعت وارد شده؛ به آسانى ظاهر مىشود كه اولًا: شفاعت همهاش از خداوند است كسى بدون اذن خدا شفاعت نمىتواند و نه اختيارى دارد تا چه رسد به بتهاى مشركين بىعقل؛
ثانياً: شفاعت را خداوند به جمعى عطا فرموده كه هم در دنيا مىتوانند شفاعت كنند و هم