افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٥ - در كلمات قرآنى دو قاعده كلى وجود دارد
مىدهد و اين نسبت از قبيل نسبت معلول و مسبّب به سبب مباشر و سبب متوسّط و سبب بعيد است.؛ يعنى ملائكه مأمورين به قبض ارواح، روح انسان را به دستور ملك الموت كه از جانب خداوند فرمانده آن فرشته ها است مى گيرند؛ مانند اينكه فردى به شخص ديگر دستور ميدهد كاغذ را بين آتش بياندازد، اگر بگويى آتش كاغذ را سوخت؛ مانند اين است كه بگوييم كه كاغذ را آنكه در آتش انداخت، سوزاند و مانند اينكه گفته شود فرد آمر آن را سوزاند، هر سه تعبير درست است. و اين صحت نسبت يك قاعده كلى است كه در خيلى از موارد حيرت را بر طرف مىكند. بلى يك موجود يا حادثه اگر ده سبب داشته باشد نسبت آن معلول به هر كدام اسباب ده گانه صحيح است.
تفسيرسوره احزاب[١]
. قاعدهى كليه نفى خطأ
«وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً الأحزاب: ٥.
در كلمات قرآنى دو قاعده كلى وجود دارد:
اول معصيت و مخالفت خطايى عقاب ندارد و اما آثار وضعى آن لازم الاجراء است؛ مانند قضاء و اعاده در مواردى و مانند ضمان اموال مردم كه سهواً و جهلًا و خطاءً تلف كرده باشد و تفصيل آن در فقه مذكور است.
دوم معصيت عمدى بعلاوه آثار وضعى استحقاق عقاب متعمد را نيز در پى دارد و موجب
[١] - اين سوره مدنى و داراى ٧٣ آيه است و از جنگ احزاب( خندق) صحبت كرده و لذا سوره به نام جنگ مذكور مسمّى شده است.
گفته شده اين سوره داراى ١٢٨٨ واژه و ٥٨٩٦ حرف بوده و در سال ٦ هجرى نازل شده است