افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٧ - موسى در آغوش فرعون
يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ». (سوره قصص، آيات ٧، ٨ و ٩).[١]
در اين كتاب مقدار زيادى در مورد حضرت موسى (ع) و بنى اسراييل صحبت شد، و اين هم در مورد سه آيه اوايل سوره قصص به نقل از بعضى تفاسير ديگر:
«ما به مادر موسى وحى فرستاديم (و الهام كرديم) كه موسى را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى او را در دريا بيفكن"! (وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ).
" و ترس و اندوهى به خود راه مده" (وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي)." چرا كه ما قطعا او را به تو باز مىگردانيم، و او را از رسولان قرار خواهيم داد" (إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).
اين آيه كوتاه مشتمل بر دو امر، و دو نهى، و دو بشارت است كه مجموعا خلاصهاى است از يك داستان بزرگ و پر ماجرا كه فشردهاش چنين است:
دستگاه فرعون برنامه وسيعى براى كشتن" نوزادان پسر" از بنى اسرائيل ترتيب داده بود، و حتى قابلههاى فرعونى مراقب زنان باردار بنى اسرائيل بودند.
در اين ميان يكى از اين قابلهها با مادر موسى دوستى داشت (حمل موسى مخفيانه صورت
[١] - ما به مادر موسى الهام كرديم كه:« او را شير ده؛ و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا( ى نيل) بيفكن؛ و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمىگردانيم، و او را از رسولان قرار مىدهيم!»( هنگامى كه مادر بفرمان خدا او را به دريا افكند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد! مسلّماً فرعون و هامان و لشكريانشان خطاكار بودند. همسر فرعون( چون ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت:« نور چشم من و توست! او را نكشيد شايد براى ما مفيد باشد، يا او را بهعنوان پسر خود برگزينيم!» و آنها نمىفهميدند( كه دشمن اصلى خود را در آغوش خويش مىپرورانند).