افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٧ - چند مطلب در مورد شيطان
نگاه مىدارد، شيطان اگر شّر مطلق مىبود، يا از اول آفريده نمىشد و يا از شّر او جلو گيرى مىشد. آنچه را من در اينجا ذكر كردم گمان من است و واقع امر به خدا معلوم است، من به حسب حكمت خداوند و عدل او يقين دارم [كه] مصلحت ايجاد و ابقاى ابليس بيشتر از مفسدهى وسوسه اوست، و اين اعتقاد راسخ عدليه و براهين عقليه آنان است كه هيچ استثنا پذير نيست، هر چند تفصيل آن را كسى نداند، كه نمىداند.
جواب ديگرى كه در مورد مهلت دادن ابليس در نظرم جلوهاى دارد، كثرت عبادت شيطان در آسمان با ملائكه است.
به گفتهى نهج البلاغه: «وكان قد عَبَدَالله ستة آلاف سنة»[١] او ششهزار سال خدا را عبادت كرده بود، لطف پروردگار و رحمت او مقتضى نبود، آن بندگى ممتد او را ناديده بگيرد.
در كتاب علل، صدوق از پدرش از سعد بن عبدالله از احمدبن محمد بن عيسى از على بن حسان از على بن عطيه از امام صادق (ع) نقل مىكند: «ان ابليس عَبَدَالله فى السماء، سبعة الآف سنة فى ركعتين فاعطاه الله ما اعطاه ثوابا له بعبادته،[٢] ابليس خداوند را در آسمان در هفت هزار سال در دو ركعت (نماز) عبادت كرد، بدين سبب او را تا روز معلوم مهلت داد. سند روايت خالى از خلل نيست و در تعيين عدد هفت هزار نيز نُسَخْ، اختلاف دارد.
هر چند اين روايات متعارضه حجت نيست؛ ولى از مجموع آنها احتمال كثرت و زادى عبادت ابليس تأييد مىشود. والله العالم.
بنابراين حق او را به او داد، و ضرر او براى آدمى جزء وسوسه چيز ديگرى نيست و ارادهى آدمى به قوت خود باقى مىباشد.
جواب سؤال سوم: ظاهراً مراد از «يوم معلوم»، روز نفخ اول در صور است كه همهى
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٢] بحار الانوار، ج ٦٣/ ٢٤٠ علل الشرايع، ج ٢/ ٢١٢.