افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - شقاوت
آِيا قبطىهاى مستثمر و قوم فرعون كه از همه جهات مادى برترى داشتند، چه حالى داشتند و به كجا رسيدند؟
آيا پس از فرعون حكومت ادامه يافت؟ توسط كى؟ و بچه كيفيت؟ و رابط قبطيها و اسرائيلىها چگونه بوده است؟ نگارنده بى اطلاع است. ظاهرا اسكان بنى اسرائيل در مصر با آمدن حضرت يعقوب و پسران او در زمان حكومت يوسف بر مصر، تحقق يافته است.
شقاوت
«وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى، قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى، قالَ أَلْقِها يا مُوسى» (طه: ١٧، ١٨، ١٩)؛
اى آدم شيطان دشمن تو و زوجه تو است مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به شقاوت مىرسى تو در بهشت نه گرسنه مىشوى و نه عريان نه تشنه مىشوى و نه آفتاب زده (١٧، ١٨، ١٩) سوره طه.
بحث اينجا است كه شقاوت دو معنى دارد، يكى بد بختى ضد خوشبختى، وصف شقى و سعيد در اصطلاح قرآن و عرف متشرعه يكى آن خيلى بد كه جز بر گنهكار و دومى آن جز بر مطيع اطلاق نمىشود و دومى به معنى رنج و خستهگى.
جمعى از علماى اماميه به خاطر مقام آدم و حتى عصمت او جمله فتشقى را به معنى دوم گرفتهاند و بزرگترين دليل آنها دو آيه بعدى است كه اين جمله را به گرسنگى و برهنگى و تشنگى و گرما زدگى تفسير كردهاند كه مفسده نهى را به همينها خلاصه نمودهاند و به اصطلاح اصول فقه نهى ارشادى است نه مولوى و ترك نهى ارشادى عقاب و مبغوضيت ندارد.
دليل جمعى ديگر شايد جمله عصى و جمله غوى باشد؛ يعنى آدم نافرمانى كرد و خلاف رشد رفت.