افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٦ - أنبياء اولوالعزم سلام الله عليهم
فسق او در اكثر موارد مىشود.
نسخ جواز نسبت پسران به پدر خواندهها
«ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ ... وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» الأحزاب: ٥؛ بعيد نيست آيه دلالت بر حرمت تعمّد نام بردن پسران به غير پدران شان دلالت كند.
موقعيت پيامبر (ص)
«النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ ...» الأحزاب: ٦؛ پيامبر به مؤمنان سزاوار تر از جانهاى آنان مىباشد، همسران او (به منزله) مادران مؤمنان هستند.
معناى جمله اول خيلى دقّت را مى طلبد، چنين مقامى جز، حضرت پيامبر (ص) كسى ديگرى تا هنوز ديده نشده است كه بر مردم لازم باشد او را بر جان خود مقدّم بدارند.
ممكن است بر اين موضوع فروع زيادى مترتّب گردد وحالى كه چون آن حضرت حيات ندارد تفصيل و تطبيق آن فروع اثر عملى ندارد.
جمله دوم اثر فقهى و حقوقى نداشته و تنها اثر اخلاقى دارد كه مسلمانان آن را تا امروز مراعات مىكنند و همسران گرامى آن حضرت را أمّهات المؤمنين مىنامند و ما بايد آنان را احترام نماييم، و مقام آنان را گرامى داريم. و تزويج آنان پس از وفات حضرت خاتم النبيين (ص) براى مردان كه صريحاً در قرآن مجيد حرام شده ربطى به اين آيه ندارد؛ بلكه از آيه ٥٣ اين سوره ثابت مىشود «وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً ..» الأحزاب: ٥٣؛
أنبياء اولوالعزم سلام الله عليهم
«وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً» الأحزاب: ٧؛ و هنگامىكه از أنبياء پيمان محكمى گرفتيم و نيز از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم پيمان محكم و سختى از اينان گرفتيم.