افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٨ - چند نكته ديگر در اين فصل
مطلب اخير در هلاكت امتها است كه در قرآن از آنها (احتمالا براى عبرت گرفتن ذكر شده) كه سبب اين هلاكت آنان چه بوده، ممكن است سبب براى هلاكت هر امت، يكى يا دو امر يا همهى امور زير باشند:
١- ٢- انهدام طبيعى و بردن بار مسؤليت بىدينى- در فرض تقصير و تعمد- به قيامت؛
٢- ٢- فساد اخلاقى، بىبند و بارى و ظلم و ستم؛
٣- ٢- مخالفت با انبياى خداوند كه خير خواهان مردم خود بودهاند؛ حتى تا مرز قتل و شهادت آنان؛
٤- ٢- عوامل فيزيكى مخرب؛ مانند قحطى، بىآبى، سيلابها و زلزلهها آيا مىشود فسق و فجور و ترك وظايف دينى هر چند منجر به قتل انبياء و مؤمنين نشدهباشند؛ علت اين حوادث طبيعى بگردد؟. خداوند عالم الغيب و الشهادة مى داند.
تنها يك موضوع مىماند كه اگر فسق و معاصى سبب هلاكت اقوام مىبود در عصر ما، كه عصر اوج فسق و فجور و شهوات حيوانى و دورى از اخلاق آدميت است، بايد بسيارى از امتها هلاك مىشدند كه نشدهاند.
به آيات ذيل، توجه شود:
الف) «فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ» (الأنعام: ٦)؛ اين گونه آيات در قرآن كريم زياد است كه ظاهر آنها دلالت [دارد] كه به خاطر ظلم و اجرام و گناهان، هلاك شدهاند. و هيچ شكى در آن نيست؛ ولى آيا اين به اجل حتمى و طبيعى يا به اجل معلق كه مجرد معصيت در فروع باشد، بايد در موضوع در آيات كثيره كه متضمن اهلاك است دقت شود؛ احتمال دوم (اجل معلق) ظاهر تر است.
ب) «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ» (الشعراء: ٢٠٨)؛ ما هيچ مردمى را هلاك نكردهايم مگر براى آنها انذار كنندگانى بودهاند؛