افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٧ - چند نكته ديگر در اين فصل
اكثريت مردم مؤمن به خدا و عامل به دين او و مطيع رسولان او نبودهاند[١]
بنا براين بايد در مورد آيات سه گانه، اول اين بحث گفت نصرت الهى انبياء در انجام وظيفه و ابلاغ دين، در محدودهى اتمام حجت بوده، نه تا هدايت يافتن اكثريت امتهاى إنسانى و بايد اقرار كنيم كه عبادت علت ثانوى خلقت إنسان است نه سبب منحصر بفرد، تا- نعوذ بالله- ايراد متوجه حكمت خداوند شود.
من كسى از علما را نديدهام كه عبادت و طاعت خدا را سبب رئيسى خلقت نگفته باشند و آن را سبب دومى معرفى كردهباشند؛ ولى بايد چنين گفت در پايان شكى در غالب بودن جند الله نيست؛ ولى ماموريت لشكر مختلف النوع خدا نيز تابع ارادهى خداوند است و همانند رسالت انبياء محدود است و شواهد آن مكرراً در قرآن ذكر شده است و در كل، سنّتهاى الهى، بين خود در جهان ماده و تزاحم كسر و انكسار دارند.
«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ» (غافر: ٥١)؛ ما به يارى رسولان و مؤمنان در زندگانى حاضر (و در قيامت) روزى كه شاهدانى به حق قيام كنند، مىرسيم و نيز فرموده است: «وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» (الحج: ٤٠)؛ نصرت الهى در اين جهان و آن جهان قطعى است و نصرت آن جهانى مطابق استحقاق و تأثير شفاعت و رحمت حق است كه ما از تفصيل آنها به كلى بىخبريم؛ ولى نصرت رسولان و مؤمنين و در زندگانى حاضر با در نظر داشت آنچه كه در بالا گفتيم بايد هماهنگ باشد و گرنه مىدانيم كه مؤمنين در زندگانى دنيا مغلوب و مقهور هستند؛ جملهى مشهورى است از امام حسن مجتبى (ع) كه سند ندارد و دركتاب وافى و وسايل الشيعه ذكر شده كه: دنيا «زندان مؤمن و بهشت كافر است.»
[١] .- ايمان يك صد و چند هزار به خدا پس از مراجعه حضرت يونس به سوى آنان كه در آيهى ١٤٧ اين سوره( صافات) ذكر شده يك استثنايى در امتها مىباشد.