افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٢ - همه چيز در امام مبين
باشد و اگر كسى در قرآن تتبّع كند از اين گونه آيات، زياد پيدا مىتواند و وجود جهل قصورى از پذيرش دين در بين اكثريت مردم دنياى مادّى امروز مشهود است و انكار آن مكابرة و زور گويى.
و بالجمله انكار از ايمان و عصيان از شريعت اگر مخالف تند طبيعت مخلوقه آنان باشد، خلق آنان بى هدف مىشود و نقض غرض بر حكيم عليم و قدير قبيح است و اگر از روى جهل قصورى باشد باز هم آفريدن آنان براى عبادت لغو است و اگر از جهت عام ديگر باشد «لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» يس: ٧؛ مشكل ديگر پيدا مىكند. والله العالم بخلقه و افعاله. در آيه ١٥ همين سوره (يس) كفّار مىگويند «وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ» يس: ١٥؛ شما به دروغ ادّعاى رسالت مى كنيد خدا هيچ چيزى را (براى ما) نفرستاده است. درست است كه رسل در روى زمين متّصل آمده اند؛ ولى نه براى اماكن زمين و گرنه كفّار نمىگفتند كه خداوند هيچ چيزى را نفرستاده است (دقّت كنيد).
همه چيز در امام مبين
«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» يس: ١٢؛ ماييم كه مردگان را زنده مىكنيم و آنچه كردهاند (از عمل هاى زندگانى شان) و آثار شان (بعد از مردن) را مى نويسيم و هر چيزى را در امام مبين بر شمردهايم.
ظاهراً مراد از امام، كتاب است و كلمه «امام» بر كتاب در بعضى از آيات قرآن اطلاق شده و نيز در سوره انعام آيه ٥٩ تصريح شده: «وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ الأنعام: ٥٩؛ و ظاهراً مراد از آن لوح محفوظ باشد و نيز مراد از كتاب مكنون در سوره واقعه «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ، لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» الواقعة: ٧٩، ٧٨، ٧٧؛ همين لوح محفوظ مىباشد به قرينه: «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ، فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ» البروج: ٢١ و ٢٢؛ و احتمالًا نوشتن اعمال و آثار نيز در همين امام مبين مىباشد هرچند نامه اعمال جداگانه اى هم دارند