افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤١ - تفسير سوره يس
بوده باز هم همين سؤال مهم وارد است. شعيب و هود و صالح و غيرهم هرچند پيامبران قوم عرب بودهاند؛ ولى در نقاط مخصوص بودند مثلًا شعيب در مدين بود كه در مرز كشور اردن فعلى كه امروز به نام معان ياد مىشود بوده و از نگاه ارتباطات آنروز از مردم مكه و مدينه و دورتر از آنها را انذار نمىتوانسته و حجّت خداوند بر آنها تمام نشده است. به هرحال از زمان نبوّت ابراهيم و اسماعيل و هود و صالح و شعيب سلام الله عليهم تا زمان پيامبر اسلام بر همه اين مردم كه احتمالًا در حدود دو هزار سال- يا كمتر و بيشتر گذشته آيا به چهار پيامبر حجّت شرعى تمام شده است قطعاً نشده است. و اين سؤال در مورد مردم آمريكاى شمالى و جنوبى و آفريقا و حتّى در آسيا؛ مانند تركستان سابق و افغانستان و آسيايى مركزى و آسياى ميانه و هند سابق و مالزيا و اندونيزيا و ... نيز متوجّه مىشود. بنابراين به طور قطع ثابت مىشود كه علّت غايى اولى از خلقت انسان عبادت و عمل به دين نبوده و گرنه خلقت او لغو مىشده تعالى الله عنه علواً كبيرا، بلى تدين به دين و ايمان به خدا و قيامت علّت ثانوى بوده كه مشروط به اتمام حجّت بر آنان بوده است.
دقّت كنيد كه مطلب دقيق است و من كسى را نديده ام كه در اين موضوع چيزى را به صراحت و يا به اشاره گفته باشد و اين موضوع در ذهن اين طالب العلم پس از سن هشتاد سالگى افتاد. والله العالم بخلقه و به علّت غايى اولى از ايجاد انسان. العلم للرحمن جلّ جلاله و سواه فى جهالته يتغمغم.
چيزى ديگرى كه امروز ١٦/ ١/ ١٣٩٦ شمسى به ذهنم رسيد كه در قرآن آياتى وجود دارد كه به پيامبر صراحة گفته مىشود كه انذار و دعوت تو در بين جمعى تأثير ندارد: «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ» يس: ١١؛ «وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» يس: ١٠؛ تنها تو (مىتوانى) كسى را بترسانى كه (حالت نفسانىاى داشته باشد) كه پيرو قرآن بوده و از خداوند رحمان در دل ترس (و خشوع) داشته