افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٤ - آيا إنسان مدنى بالطبع است
ولى اگر همين فرد جهان بينى توحيدى پيدا مىكرد و هدف خلقت و راز آفرينش خود را مىدانست، خالق خود را بيسار سپاس و ستايش مىكرد؛ بلى ميان تفكر اين دو فرد جهانى فاصله است.
فرد دين دار در جهان آرامش و وقار نفس و عزت باطن زندگانى ارزشى دارد و با خالق عالم و قادر و حكيم و مهربان سروكار دارد.
فرد بى دين در جهان مادى كَر وكُور و بىنظم و بىحساب و زير شلاق تصادف و بخت بد، زندگانى مىكند كه هيچ كار آن، قانون ندارد! مؤمن در زندگانى اجتماعى- اخلاقى، اقتصادى، سياسى، نظامى و ساير شئونات حيات، و ظايف عقلايى و منصفانهاى دارد كه از ظلم و فساد و تباهى و حق تلفى و اذيت و اضرار به ديگران در پناه عدالت فقهى و اخلاقى و اجتماعى و اقتصادى و به يك كلمه، عدالت دينى دورى مىكند و به دستور دينى به احقاق حق و انصاف و احسان و همكارى علاقه پيدا مىكند و در موقع فقر و تنگدستى و مرض عزت[١] خود را از دست نمىدهد و همه را ازمصلحت پروردگار مىداند.
ولى فرد بىدين، در همهى اين موارد جز ناراحتى و ذلت و زبونى و خود خواهى و تعدى به ديگران كارى ندارد و بين افراط و تفريط در نظر و در عمل متردد و سرگردان است و به يك كلمه: خسرالدنيا و الآخرة است.
آيا إنسان مدنى بالطبع است
ممكن است جمعى از كم آگاهان، ايراد بگيرند كه: إنسان، بىدين در زندگانى اجتماعى خود، چنين بىچاره و مستأصل و زبون نيست؛ چون جمعى از خردمندان گفتهاند كه: إنسان
[١] - عزيز و عزت در لغت عربى به معناى شكست نا پذير و شكست نا پذيرى است؛ قرآن مىگويد:« وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ» المنافقون: ٨ خدا و رسول او و مومنان به خدا شكست ناپذيرند.