افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٢ - معناى وجوب و جواز و عدم جواز فعلى بر خدا
به هر حال بعيد نيست كه كلمه ورود و وارد در بعضى از روايات به معنى دخول آمده باشد و در بعضى از موارد ديگر به معنى غير آن مانند حضور، ولى در ترجمه تفسير الميزان در همه موارد كلمه ورود و مشتقات آن را در قرآن به معنى حضور و اشراف گرفته و مىگويد در لغت معنى بيش از اين برايش استفاده نمىشود[١].
و على كل بعيد نيست از مجموع ادله و شواهد اقامه شده با ملاحظه ساير آيات و اعتبار ذوق متشرعى به اين نتيجه برسيم كه «وارد» در آيه شريفه مورد بحث به معنى حاضر و امثال آنها باشد نه به معناى دخول والله اعلم. و على كل تستجير بالله من النار.
معناى وجوب و جواز و عدم جواز فعلى بر خدا
صاحب تفسير الميزان در سوره بقره در آيه ٢٦ زير عنوان بحث الجبر و التفويض صحبتهايى كرده كه ما خلاصه و چكيده آن را بيان مىداريم.
١. ملكيت موجودات ممكنه بر اشياء ملكيت مطلقه نيست و اگر تصرف از حد عقلايى و حكم عقل عملى گذشت زشت و نا جايز و حتى سفيهانه مىشود؛ ولى چون مالكيت خداوند بر ماسواى او ملكيت همه جانبه است همه تصرفات او بر همه اشياء مانعى ندارد مثلا انسان مىتواند از حيوان مملوك خود سوارى بگيرد خود سوار شود يا بارى بر او حمل كند ولى نمىتواند بدون ضرورت او را بسوزاند و يا از گرسنگى بميراند چون عقلاء چنين مالكيت همه جانبه را براى او نمىدانند پس عقلًا بردن مكلفين به دوزخ به هيچ وجه براى او مشكلى ندارد ولو بنده مجبور باشد نه مختار، چون مالكيت واجب الوجود خالق مالكيت مطلقه و همه جانبه است و تصرف مالك در ملك او مانعى ندارد.
ج: ما وقتى كه به وجدان خود مراجعه مىكنيم مىبينيم فرق بين خالق و مخلوق در قبح
[١] ترجمه تفسير الميزان ج ١٤/ ٣٣٦ چ ١٣٧٠. چاپخانهى مهر، وتفصيل بحث ر ادر همين كتاب مطالعه كنيد.