افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٧ - داخل كردن شب در روز و عكس آن
الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ» المنافقون: ٨؛ و معناى اين دو آيه اين مىشود كه خدا به رسول خاتم النبيين (ص) و بندگان مؤمن خود عزّت عطا فرموده است و مسلّماً اين عزّت به اندازه ايمان تقسيم شده است و خداوند در همه امور متفضل و حنّان و منّان است؛ ولى اصل عدالت و استحقاق مستحقّين از سنّت خداوند است كه تبديل و تحويل پذير نيست. شايد ذيل آيه مباركهى كه ما آن را نقل نكرده ايم ناظر به همين سنّت الهى باشد.
داخل كردن شب در روز و عكس آن
«يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ ...» فاطر: ١٣، و آل عمران ٢٧، و حج ٦١، و حديد ٦؛ بعضى از نويسندگان كه ادخال شب در روز و عكس آن را محال دانسته مىگويد اين ادخال به لحاظ مكان است كه شب و روز آن را مى پوشاند كه زمين باشد يعنى مكانى كه در آن شب بود تدريجاً آن را در مكانى كه در آن روز بود داخل مىكند كه حركت زمين را بر محورش ثابت مىدارد، چيزى كه ما آن را حركت وضعى زمين مى ناميم و نيز اشاره اى به كرويت شكل زمين است.[١]
و بعضى آن را به كوتاهى و درازى شبها و روزها تفسير كردهاند كه تدريجاً هر كدام در ديگرى بواسطه شفق و بين الطلوعين داخل مىشود و مايه تحقق فصول چهارگانه مىگردد. فايده: جمله شريفه «كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى» مراد خورشيد و ماه است نه همه ستاره ها و همچنين در جمله «وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» يس: ٤٠؛ مخصوص به خورشيد و ماه است و حركت وضعى ستاره ها و سيارات ديگر را دلالت ندارد. و همچنين در آيه ٢٣ سوره انبياء. مگر اينكه صيغه جمع «يَسْبَحُونَ» را كسى شاهد بر شمول آيه به همه ستاره ها و سياره ها
[١] - ظاهراً آيه مباركه:« وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ...» النمل: ٨٨؛- كوهها را جامد و بى حركت مى بينى در حالىكه؛ مانند ابرها در حركت و گردش هستند( و آرام آرام مى روند)- مبين حركت وضعى و انتقالى و حتّى حركت تبعى زمين( به تبع حركت خورشيد) است. والله العالم.