افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٩ - قوه جاذبه و دافعه
اينكه كلمه «ليطْمَئِنَّ» و كلمه «مطْمَئِنَّة» در اين آيه و آيه ما قبل صفت نفس و صفت قلب واقع شده است، كه ظهورى در وحدت نفس و قلب دارد؛ ولى نه در همه موارد؛ بلكه در همين كلام ابراهيم (ع).
و نيز احتمال مىرود كه بين نفس ناطقه (روح) و قلب فيزيكى انسان رابطه اى باشد كه هنوز علم انسانى به آن نرسيده است كه به جهت همين رابطه صفات روح (نفس مجرّد) به قلب نسبت داده شده است.
به هرحال ظاهراً ترديدى نيست كه قلب و صدر دو عضله از عضلات بدن است؛ مانند ساير اعضاى بدنى كه فاقد همه اقسام ادراك و معرفت و علم است وظيفه اين دو عضو در فيزيو لوژى مشخص است و نسبت صفات نفس به اين دو به نحوى از عناوينى است كه هنوز ما آن را ندانسته ايم. تعجب اين است همانگونه كه كلمه «قلب» در عربى به معناى نفس آمده است در فارسى و پشتو و اردو نيز به معناى روح و نفس استعمال شده و بعضى افراد به من گفته كه در زبان انگليسى نيز چنان است و شايد در خيلى از لغات.
خلود در جهنم
«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها كَذلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ» فاطر: ٣٦؛ آيه مباركه و آيه بعدى آن ظهور در خلود ندارد؛ زيرا ممكن است آتش خودش به سردى بگرايد. ولى خلود در آيات ديگر ذكر شده است معناى آيه چنين است: كفّار در آتش جهنم هستند نه مى ميرند و نه عذاب آنان (به مرور زمان) كم مىشود. من در اينجا حرفى براى گفتن ندارم و تفصيل كامل بحث مهم خلود در كتاب معاد نگارنده تفصيلًا بيان شده است.
قوه جاذبه و دافعه
«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا ..» فاطر: ٤١؛ خداوند آسمانها و زمين را