افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - يك انقلاب باور نكردنى
موسى همه جادوهاى آنان را از بين برد و آن قدرت خارج از توانايى جادوگران و محدوده جادو مىباشد بلا فاصله از راه باطل خود بر گشتند و همه به خداى موسى و هارون و كائنات ايمان آوردند و با كمال اخلاص و جرئت در مقابل فرعون، خود را به زمين افگندند و براى خدا سجده و در مقابل بزرگ ترين تهديد فرعون جبار كه دستها و پاهاى شما را قطع مىكنم و شما را بر شاخه در خت خرما به دار مىآويزم، چنين گفتند: به خدايى كه ما را آفريده ما هرگز ترا بر دلايل واضحى كه براى ما پديدار شد اختيار نمىكنيم هر چه مىخواهى حكم كن تنها تو در اين دنيا مىتوانى حكم رانى كنى ما به پروردگار خود ايمان آورديم تا گناهان ما را بيامرزد و آنچه (از جادو) كه تو ما را به كراهت وا داشتى[١] (نيز ببخشد) خدا (براى ما بهتر و باقى تر است)[٢].
حرفهاى ديگر ساحران در مقابل تهديد فرعون به شكنجه و قتل، در سوره اعراف نيز ذكر شده است:
ما به سوى پروردگار خود (پس از كشته شدن) بر مىگرديم (از وحشت زندان سكندر تا ملك سليمان و تا به سر منزل خورشيد درخشان مىرويم) تو از ما انتقام نمىگيرى مگر براى اين كه ما به آيات پروردگار ايمان آورديم (رجوع عبد به ربش يك امر طبيعى است) رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ الأعراف: ١٢٦.
سبحان الله مؤلف جا مانده واقعا متحير است كه چه نورانيتى اين ساحران كافر به سرعت برق پيدا كردند و جمله دعاى اخير آنان ورد زبان همه تا اين زمان شده من هم با حالت گريه
[١] . ظاهراً مراد از كراهت همان احضار اولى آنان بود. اگرنه جادوگران در مركز مصر از فرعون مطالبه مزد را در فرض غلبه بر موسى( ع) مىكردند.
[٢] . سه آيه ديگر هم است كه از اين كه از گفته جادو گران است يا از خداوند شك دارم لذا نقل نكردم.