افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٩ - سر مقاومت پيامبر(ص) در مكه
ج) «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ» (الحجر: ٤)؛ هيچ مردمى را هلاك نكرديم، مگر اينكه براى آنان كتاب معلومى بوده و بگوييم كه مراد از منذرين انبياء و رسولان بودهاند و مراد از كتاب معلوم اجل معلوم بوده است. والله العالم.
تفسير سوره ص[١]
سر مقاومت پيامبر (ص) در مكه
فرض كنيد حضرت محمد (ص) رسول خدا نبوده و براى تحصيل قدرت و حاكميت خود، روش جديدى را اختراع كرده و از بتها بدگويى كرد تا نان و نامى پيدا كند كه از اين گونه افراد در هر زمان و مكانى پيدا مىشود؛ ولى در سيزده سال دورهى ادعاى نبوت در مكه كه با مخالفت شديد سران متعصب و نادان و زورمند قريش مواجه شد و غالباً تأمين جانى نداشت، حتماً عقب نشينى مىكرد و هيچ آيندهاى براى رسيدن به آرزوى ذهنى خود نمىديد و ناخود آگاه به شكست خود تسليم مىشد؛ ولى مقاومت شديد و مستمر او اولًا از نبوت واقعى او از جانب خداوند بوده و ثانياً از وعدههاى متعدد خداوند كه موجب تقويت روانى و روحانى او مىشده، بوده است؛ مثلا به اين آيه كه بعد از چند آيهى كه سران مكه توهين شده توجه فرماييد:
«جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ» (ص: ١١)؛ (وآنانى كه از تو مىخواهند با بت پرستى آنان مبارزه نكنى) لشكر ناچيزى شكست خورده و فرارى از دستجات است. (در آيندهى قريب شر همه را از سرت كوتاه مىكنم و دين اسلام پيش خواهد رفت).
اين تقويت روانى و روحى در اوايل نبوت او در مكه بوده و در آخر كار او باز در مورد حساس ديگر كه فكر مبارك او مشوش شده بود خداوند او را چنين دلدارى داد: «يا أَيُّهَا
[١] - اين سوره مكى و داراى ٨٨ آيه است.