افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٩ - سخنى در نذر ايوب(ع)
نيز ممكن است هر چند وجه آنها را ما ندانيم و احتمال مىرود غل وزنجير از مادهى لطيف درست شده باشد.
سخنى در نذر ايوب (ع)
ايوب (ع) را خداوند به بلاهاى متعددى گرفتار كرد و او صابر بود تا جايى كه اين مدال معنوى را به او داد كه قرآن آن را تا روز قيامت مخلد ساخت: «إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص: ٤٤)؛ ما ايوب را صابر يابيديم بندهى نيكو بود او بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود. (خداوند ما را هم شكيبا و أوأب بگرداند).
بعيد نيست كه اسم شريف اين پيامبر «ايوب» هم از ريشهى «أوب» باشد، كه اسم با مسمايى است.
به هر حال وقتى رحمت خدا دو باره شامل حال اين كامياب در امتحان سخت، شد، اهل و مال او را به او بر گردانيد و مثل عدد اهل او، هم به او ارزانى كرد، پس در مورد وفاى به سوگند و يا به نذر او كه زوجهاش را صد شلاق بزند راهحلى به او از طرف خداوند ارايه شد: «وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ» (ص: ٤٤)؛ شاخه و بستهاى از ساقههاى گندم (و مانند آن) را بگير و (به بدن) او (زوجهات) بزن و با سوگند يا نذر خود مخالفت نكن.
سؤال اين است كه: اگر اين زدن حد شرعى و يا تعزير مشروع و يا از احكام ولايى شريعت مورد عمل او بوده در صحت نذر او ايرادى نيست و راهحل مذكور تعبدى است و اينكه ما امروز مىتوانيم در فقه خود اين مسالهى فرعى آن شريعت را مورد استفاده قرار دهيم، بستگى به جريان استصحاب احكام شرايع ديگر براى مسلمانان دارد كه شيخ بزرگوارِ اعصار اخيره؛ علامه انصارى (ره) در رسايل؛ عنوان كرده و شاگرد ايشان؛ محقق هروى (ره) در كفاية الاصول، آن را پسنديده است. و به نظر فقير كم بضاعت، اين استصحاب جارى نمىشود.
به هر حال در شريعت اسلامى (از نظر فقه جعفرى) شوهر و غير شوهر در موردى كه فعل