افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٦ - كلامى در تعريف عبادت
آنها، همان گونه كه قرآن نقل فرموده است خلقت آسمانها و زمين را از آفريدن بتهاى خود- به همان عقل خدا دادى خود- بالاتر مى دانستند و آن را به «الله» نسبت مىدادند و در اين مورد خاص موحد بودند؛ ولى در موارد ديگر كه پاى بتها و ساير اربابهاى خود را در ايجاد آنها مؤثر مىدانستند، مشرك بودند؛ بعضى از مفسرين مدقق مىگويد: ولايت و ربوبيت قريب المعنى هستند؛ چون «رب» به معناى مالك و مدبر است؛ و «ولى» به معناى مالك تدبير و يا متصدى تدبير است.
بنا براين، مشركين و بت پرستان نادان از سرپرستان و اولياى خود خلق، باران و شفاى فرزندان و بيماران و سلامتى حيوانات و دفع جن را مىطلبيدند و اعتقاد داشتند كه اوليا و سرپرستان اين كارها را مىتوانند و گرنه با فقرى كه داشتند هيچگاه براى آنان قربانى و نذورات را انجام نمىدادند.
دوم: ازجهت عبادت اين اوليا هر چند به باور اينكه عبادت آنان موجب تقرب به خداوند بزرگ مىشود، موجب شرك آنان مىشد[١]
ممكن است بگوييم: اين آيه در بيان شرك در عبادت نباشد و تنها در بيان شرك در خالقيت باشد كه ما قبل اين آيه، بر آن قرينه مىشود و شرك در عبادت از آيات ديگر به دست مىآيد؛ مانند: «أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (الكهف: ١١٠)
كلامى در تعريف عبادت
محمد بن عبدالوهاب، در كتاب خود عبادت را تعريف درستى نكرده؛ بلكه آن را به
[١] - شرك موجب خلود در دوزخ اقسامى دارد: ١- شرك در وجوب وجود خدا؛ ٢- شرك در خالقيت و فاعليت خدا؛ ٣- شرك در تركب وجود خدا و بسيط ندانستن ذات او؛ ٤- شرك در رازقيت خداوند. ٥- شرك در عبادت خدا؛ ٦- شرك در صفات خدا. و تفصيل آن در كتابهاى ديگر نگارنده مذكوراست.