افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٧ - خطابهاى تند به خير المرسلين(ص)
اين آيات توجه كنيد:
١- «وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَ[١] عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ، بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ» (الزمر: ٦٥، ٦٦)؛ تحقيقاً به سوى تو و انبياى پيش از تو، وحى شده كه: اگر مشرك شوى، عملت نابود شده و مؤكداً تو از زيان كاران خواهى بود؛ بلكه خدا را عبادت كن و از سپاس گزاران باش.
در اين آيهى مباركه، همهى انبياء و رسولانى كه به سوى آنان وحى شده؛ مورد تهديد قرار گرفتهاند كه در فرض شرك، اعمالشان نابود شده و در زمرهى زيانكاران خواهند بود. در اين جمله مىشود گفت: تهديد ظاهرى براى انبياء است كه قصد نهايى تهديد كفار است؛ ولى سرزنشى به آن حضرت و ساير انبياء صورت نگرفته است. و الله العالم.
٢- «عَبَسَ وَ تَوَلَّى، أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى، وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى، أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى، فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى، وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى، وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى، وَ هُوَ يَخْشى، فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى» (عبس: ١- ١٠)؛ چهره درهم كشيد، اينكه كورى نزد او آمد، توچه مىدانى شايد او (به جواب و تعليم تو) تزكيه شود، يا متذكر حقيقت شود از تذكر آن سود برد، اما كسى كه خود را ثروتمند نشان مىدهد و تو، به او روى مىآورى چيزى بر تو نيست اگر او خود را پاك نسازد و اما آن كه شتابان آمد در حالى كه او (ازخدا) مىترسيد، آيا تو از او (به ديگران) مىپردازى.
در اين ده آيه، مىبينيد كه آن حضرت چگونه مورد سرزنش قرار گرفته است. اين ده آيه، دليل قوى بر وحى بودن قرآن از جانب خدا است.
اصل ماجرا چنين نقل شده است: جمعى از سران مشركين مكه، در خدمت آن حضرت (ص) نشسته بودند و آن حضرت با آنان صحبت مىكرد تا شايد ايمان بياورند و راه هدايت اتباع آنان به سوى اسلام هموار گردد، در همين حال عبدالله فرزند ام مكتوم كه نابينا بود وارد
[١] - در كتاب صراط الحق ج ٤( كتاب معاد) مفصلًا در مورد حبط صحبت شده است.