افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٦ - عزت خداوند
به چه نحو جمع بندى نمايد، و در طريق تربيت و تكامل روحانى خود چگونه و چند درصدى اين دو را ترتيب نمايند؟
مؤلّف قبلًا هم در اين مورد تحير خود را اعلان كرده است، و كسى از دانشمندان را هم نديده است كه در اين مورد صحبتى كرده باشد. نگارنده هم اكنون در تلويزيون فلم مستندى را مى بيند كه حيوانات درنده شيرها و پلنگ ها عقب آهوان و الاغ هاى وحشى كه خطوط سياه و سفيد دارند، مى دوند و شكار خود را تكّه تكّه مىكنند كه من دل ريش مى شوم و عاطفه ام مىخواهد آهوان از چنگ درندگان فرار كنند و آنها ناكام بمانند، ولى اين را هم ميدانم كه حكمت بالغه بر اين قرار كه درندگان گرسنه نميرند و قدرت شكار را خداوند در طبيعت آنان قرار داده است.
شايد راه حل اين باشد كه ما طبيعت خود را بر اساس مقررات تشريعى خالق حكيم موجودات عيار كنيم، جايى كه تعدّى به ديگران اعم از انسان و حيوان شرعاً حرام شده، احساسات خود را تقويت كنيم و جايى كه تعدى حرام نشده و يا در مورد اجراى حدود و تعزيرات بايد خود را چنان تربيت كنيم كه احساسات ما به حد اقل برسد خصوصاً كه قرآن در مورد اجراى بعضى از حدود فرموده كه به متخلّفين رأفت نداشته باشيم «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ؛ بلكه بيشتر از اين مى فرما يد: و ليشهد عذابهما طائفة مّن المؤمنين» النور: ٢؛ يعنى جمعى از شما بايد در تازيانه زدن مرد و زن زناكار حاضر شويد تا آن را ببينيد.
عزّت خداوند
عزّت حالت ناشكنى و مغلوب نشدن، و كمال سلطه است و لذا خداوند مىفرمايد: «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً ...» فاطر: ١٠؛ هركسى عزّت بخواهد تنها از خداوند بخواهد و راه ديگرى نيست و در جاى ديگر فرموده است: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَ