افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩١ - من عنده كيست
فرزندان و سرمايه شدم و سبب آن اين بود كه تو قدرت مرا بدانى!.
كسانى كه علت جهان هستى را تكامل نوع انسانى بيان نموده و آن را تفصيل داده همه كلام او بيهود است و او در اين مقام به يك نوع ساده لوحى مبتلا شده و هيچ دانشمندى بدون لغزش نيست.
كى مىتواند انكار كند كه ممكن است موجودات كاملتر از انسانها با حقايق مختلفه در منظومههاى شمسى كهكشان ما و كهكشان ديگر كه حتى در ذهن خود اندك تصورى از آنها نداريم وجود داشته باشد و قطع نظر از اين حقايق موجوده محتمله[١] بلكه اعتقاد به اينكه (١٣٥) ميليارد كهكشانهاى كشف شده تا كنون (يا كمتر يا بيشتر) براى تكامل انسان آفريده شده باشد!! باز هم ساده لوحى بزرگى مىباشد.
من عنده كيست
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ الأنبياء: ١٩.
شكى نيست كه ملائكه در اطلاق كسانى كه در سموات و كسانى كه در زمين هستند شامل مىشوند لهذا بحث در مصداق (و من عنده) مىباشد كه آنها كيانند كه در نزد خدا هستند؟
آيا دستهاى خاصى از ملائكههاى مقربين هستند كه در اثر عبادت خداوند از ديگران بالاتر رفتهاند؟
و يا دستهاى خاص از انسانهاى كاملتراند؛ مانند رسل خصوصاً اولى العزم؟
و يا جمعى از حقايق متنوعه و مغاير با انسان كه در كهكشانهاى ديگر است و يا مجردات
[١] كه به آيهاى از سوره شورى: وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ الشورى: ٢٩ تقويت مىشود.