افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٤ - فاعل قبض روح كيست؟
مىفرمايد: از روح خود، در بدن او دميدم كلمه (من) در آيه مباركه به معناى (از) است؛ يعنى از روح (چيزى را)[١] در بدن او دميده است روح منشأ دميدن است مثل اين گفته شود از زمين به شما روزى داده است روزى غير از زمين است و چيزى كه از روح در بدن آدم و ساير انسان از سر تا كف پاه دميده شده در قرآن ذكر نشده، به نظر من حيات (زندگى) است كه از تعلّق روح به بدن در بدن مىرود. و به عبارت مختصر حيات منفوخ است و روح منفوخ منه، دليل من بر اين ادعا آيات زياد قرآن است كه مىگويند خداوند شما را زنده نموده است.
جواب اشتباه دوم اين است كه خداوند بسيط و بدون جزء است روح جزء وجود خدا نيست ما در استعمالات روزانه خود مىگوييم اين نوشته من است؛ يعنى نوشته دست من است؛ يعنى از حركت دست من پيدا شده نه اينكه از داخل دست من بيرون شده. قرآن مىفرمايد روح خدا؛ يعنى روح يا ارواحى كه به اراده خدا پيدا شده نه اينكه از وجود خدا بيرون آمده باشد. البته همه چيز موجود از اراده خدا صادر شده؛ ولى اضافه روح به خدا اضافه تشريفى است كه به روح شرافت مىدهد[٢] و همه مىدانند كه روح آدم و بقيه انسانها استعداد زيادى دارند كه خداوند به آنها داده است. اميد است كه مطلب براى همه خواننده ها روشن شده باشد.
فاعل قبض روح كيست؟
قرآن در آيه (١١ سجده) گرفتن روح انسان را به فرشته مرگ (ملك الموت) نسبت مىدهد، ولى در جاى ديگر به ملائكه (نحل ٢٨) و در جاى سوم (زمر ٤٨) به خداوند نسبت
[١] - چون كلمه من نشؤيه است لذا بايد كلمه چيزىكه منفوخ است در تقدير گرفته شود.
[٢] - مانند عبدى، بيت الله، عبدالله: خانه من، خانهى خدا، بندهى خدا كه براى شرافت بنده و كعبه است.