افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٧ - دو مطلب در مورد مخلوقات
چند صد يا چند هزار يا چند صد هزار ميليون مرتبه آفريده و از بين رفته اند! گفته مىشود از انفجار بزرگ موجود تقريبا چهارده يا پانزده يا سيزده ميليارد سال گذشته است و پايان آن به كسى معلوم نيست.
و به احتمال قوى خلقت در جانب مستقبل بعد از انقراض جهان فعلى در بى نهايت ادامه دارد. سبحان ربى ما اعظم شأنه و مجده.
٢- زمين براى مدت معينى آفريده شده (و بعد از آن از بين مى رود). آنچه از آيات كه در احوال قيامت وارد شده، صراحتى در از بين رفتن زمين ندارد، فقط هموار شدن آن و از بين رفتن كوه هاى آن ذكرده شده است.
بلى آيه فوق و آيه ٣ سوره احقاف برنابودى آن دلالتى دارد، و مىشود به آياتى كه براى خورشيد اجل قرار داده، بر نابودى زمين هم استدلال كرد، چون وقتى خورشيد از بين برود قوه جاذبه آن هم از بين مى رود و كرات در فضا به هم مى خورند و پاشيده مى شوند. و الله العالم.
٣- آسمان ها (كهكشان ها) و زمين و آن چه ميان آن ها است، به حق آفريده شده (بيهوده و باطل آفريده نشده)؛ يعنى خداوند حكيم و قادر و عالم بدون هدف چيزى را نيافريده و نمى آفريند كه كار لغو و بيهوده از او قبيح است. و يا به عبارت ديگر ترجيح بلامرجح است كه ناممكن مى باشد. (دقت شود).
٤- بايد كرات بهشت و دوزخ را از اطلاق دو آيه فوق (آيه عنوان بحث و آيه سوره احقاف) بيرون آوريم كه بهشتيان و دوزخيان مطابق آيات قرآن در ثواب و عقاب مخلد ابدى هستند، پس كرات بهشت و دوزخ هم دايمى مى باشند. مگر اين كه بگوييم ممكن است كرات بهشت و نار نابود و مكلفين به بهشت ها و دوزخ هاى جديد منتقل شوند.