افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٧ - مشكله معجزات
سببيت به هيچ وجه بيرون نيست. وقتى پيامبر چنين عملى را انجام دهد معلوم مىشود كه اين كار از اراده او بيرون است و خداوند آن را براى اثبات نبوت و اعتبار رسالت مدعى آن ايجاد فرموده است.
٣- معجزه بر سه چيز دلالت عقلى دارد:
اول بر وجود خداوند جل جلاله.
دوم بر صحت نبوت و اعتبار رسالت مدعى آن كه اين معجزه را به مردم نشان مى دهد.[١]
سوم بر وجوب پيروى مردم از او در تمام دستورات او. و اين وجوب پيروى او از وجوب پيروى خالق پيدا مىشود.
٤- وجوب اقامه دليل قانع كننده براى مردمى كه از آنان تسليم شدن به پيامبرى خواسته مىشود، عقلى است و بدون آن، منكرين نبوت مستحق عذاب دنيوى و اخروى نيستند و قرآن هم اين حكم عقلى را قبول دارد. «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا». (سوره اسراء، آيه ١٥)؛ اگر تعذيب، تعذيب دنيوى و اخروى باشد كه مدعى به مدلول اين ثابت مىشود؛ و اگر مراد تعذيب دنيوى باشد عقاب اخروى به طريق اولى نفى مىشود.
٥- بلى اگر كسى به دلالت عقل به وجود واجب الوجود و صفات او علم پيدا كند، بايد ايمان آورد و چنانچه به صدق مدعاى نبوت بدون معجزه اطمينان يافت واجب است كه از دستورات آن نبى پيروى كند و به او ايمان آورد وگرنه حكم كفر بر او مترتب مىشود.
٦- در قرآن مجيد از اقامه معجزه گزارش هايى داده شده، حتى از معجزهاى كه طرف نخواسته و پيامبر آن را انجام داده؛ مانند معجزه آوردن تخت بلقيس از شهر سباى يمن به شام
[١] - معجزه فعل خداوند است و يا فعل رسول به اذن خداوند. هردو ممكن بوده و هردو واقع شده است.