افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - مشكله معجزات
است.[١]
من فعلا گمان ندارم معجزات آن حضرت در مكه و در مدينه زياد بوده باشد. مثلا در آيه معنونه اين بحث مشركان مكه تقاضاى معجزه (آيات) مى كنند، ولى خداوند توسط پيامبر بزرگوارش اقتراح (پيشنهاد) آن ها را رد مىكند و مى فرمايد معجزات به اراده خداوند است و من تنها بيم دهنده مى باشم.
جالب اين كه اين جواب با دو كلمه حصر مقرون شده، يعنى آيات تنها در اختيار خداوند است و من تنها بيم دهنده هستم (و كارى ديگرى كرده نمى توانم!).
مىشود كه سر اين رد اين باشد كه سوال كنندگان در آيه ٥١ در پى كشف حقيقت نبوده اند و بهانه گيرى مىكردند.
دليل اين ادعاى نگارنده اين است كه ضمير" قالوا" به ستمگران جاحد بر مى گردد. و جاحد به گفته راغب در مفردات به كسى گفته مىشود كه آنچه را كه در نفس او ثابت است انكار مىكند؛ يعنى با علم به اين كه آيات بينات قرآن حق است آن را به زبان انكار مىكند و شايد به همين جهت است كه آنان را به ستمگران وصف مىكند كه انكار و اقرار آنان بر خلاف آنچه كه در دل آنان است، صورت مى گيرد؛ و چنين افرادى مستحق اجابت نيستند و به طور منطقى معقول به آنان گفته شده كه دقت در آيات قرآن قناعت آنان را فراهم مى سازد.
به هر حال قطع نظر از خصوصيات طالبان معجزه در اين آيه اگر معجزات مقدار بيشترى مى بود، لطف خدا بود؛ بلى اين هم مسلم است كه واقعيت به خداوند معلوم مى باشد و
[١] - اگر كسانى آن ها را به زبان فارسى، اردو و انگليسى و به زبان مسلمانان ديگر ترجمه كند، كار خوبى خواهد بود.