افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٧ - آيا إنسان مدنى بالطبع است
جنگهاى عمومى و منطقهى و كشورى كه همه بر خلاف قانون مدنى و حقوق بشر است و غالباً ازاطراف حكومتهايى كه اعضاى آنها از تحصيل كردهها و به اصطلاح از روشن فكرها هستند، راه اندازى مىشود.
بلاهاى استعمار خانمان سوز و استثمار ظالمانه دولتهاى مدعى تمدن وحقوق مدنى ميليون تن را كشته و به ميلياردها دولار آسيب اقتصادى رسانده كه در تاريخ حيوانات جنگلهاى روى زمين بى سابقه است، همه از اين حكايت دارد كه إنسان موجودى مدنى بالطبع نيست؛ بلكه او طبع خود خواه وخود پسند دارد و تنها به فكر نفع و ضرر شخصى خود است و نيز به آن چه كه مورد شهوت او مىباشد؛ مانند زن، شوهر، فرزند و گاهى كه تشخيص مىهد زن و يا شوهر و يا فرزند مخالف هوسبازى و يا منافع اوست، او را از خود دور مىكند و يا او را مىكشد!!
قرآن در بارهى اين بشر چنين مىگويد:
١. «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ» عبس: ١٧؛
٢. «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً» المعارج: ١٩؛
٣. «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا» الفرقان: ٤٤؛
٤. «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ» التين: ٥؛
٥. «أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ» البينة: ٦؛
٦. «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ» العاديات: ٦؛
٧. «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» العصر: ٢؛
٨. «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ» الأعراف: ١٧٩؛
٩. «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» ابراهيم: ٣٤؛
١٠. «وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» الإسراء: ١١؛