افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧١ - توضيحى در مورد سحر
رفتند؛ ولى سحر، چنين قدرت را نداشتند و نه در آينده ساحران چنين قدرتى را پيدا مىكنند كه حقيقت چيزى را به چيزى برگردانند. و لذا ساحران عمق عمل موسى را فهميدند و به او تسليم شدند و به خدا ايمان آوردند.
قصه هارون الرشيد و موسى ابن جعفر (ع) نيز چنين است آن فرد جادوگر طورى جلوه داد كه هر وقت امام دست خود را به ظرف غذا مىبرد آن ظرف به هوا مىپريد و هارون و اهل مجلس را به خنده مىآورد و موسى ابن جعفر (ع) را ناراحت و اهانت مىكرد، اين موضوع اگر راست باشد يك حقيقت دارد و يك صورت خيالى و غير حقيقت.
صورت خيالى كه ظرف در موقع دست دراز كردن امام به هوا بلند مىرفته كه واقعا ظرف مذكور به زمين ساكن و مستقر بوده و فسونگر قدرت بلند رفتن ظرف غذا بدون تماس دست را نداشته است.
ولى يك حقيقت آنجا وجود داشته كه تخيل اهل مجلس و هارون و حتى امام كاظم (ع) بود، نفس اين تخيل را ساحر از روى اسباب خفى در نفس و چشم حاضران ايجاد كرد همانگونه كه خوف در دل موسى حقيقتا به وجود آمده، خجالت امام از مشاهده آن صحنه نيز حقيقت داشت.
ولى ايجاد شير از صورت شير بر پرده و دريدن و بلعيدن آن افسونگر حقيقت داشت كه به قدرت خداوند واقع شد!
مؤلف در دوره جوانى در ديوان خود چنين سروده است:
|
اژدر موسى بن عمران كاركرد |
آن حبال و آن عصى را محو كرد |
|
|
ليك موساى محمد (ع) قهركرد |
شير از تصوير آن ايجادكرد |
|
|
بين مجلس آن فسونگر را دريد |
عقل هارون از سرش بيرون پريد |
|
٤. علامه مجلسى (ره) در سماء العالم مجلد چهاردهم طبع قديم رحلى ص ٢٥١ انواع مختلفى