افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٦ - يك خواب عجيب
آيه سابق به آن اشاره فرموده است؛ اين است كه روح آدمى در موقع بيدارى تصميم دارد در ساعت معين براى عملى بيدار شود غالبا بيدار مىشود و گاهى طفل از گرسنگى يا خيس شدن از بول و ساير عوامل گريه مىكند پدر از خواب نمى پرد؛ ولى مادر كه خود را مسؤل نگهدارى طفل مىداند فورا بيدارى مىشود.
روح در موقع خواب كجا مىرود؟ جواب آن را در احاديث وارد در بحار الانوار و غير آن به دست آوريد.
أبدان در موقع خواب غالبا حركات غير اختيارى دارند كه كميت و كيفيت مختلفى دارند؛ ولى بعضى أبدان حركات غير عادى دارند؛ مثلا خوابيدهاى شب از منزل خود بيرون مىرود و در خانه يكى از اقارب خود رفته و آن جا مىخوابد صبح بيدار مىشود و از بودن آنجا تعجب مىكند و گاهى عجيبتر نقل شده است كه: او لحاف خواب را كه با خود برده به آن خانه گذاشته و خودش دوباره به خانه خود آمده و خوابيده و صبح از گم شدن لحافش متعجب مانده تا بعدا معلوم شده كه لحاف در خانه فلانى پيدا شده است.
يك خواب عجيب
احتمالا پدر مرحوم من، حكايت كرد كه يك روز نامه نوشته بوده كه مردى كارمند در امريكا روزى نزد رئيس خود مىرود و شكايت مىكند شبها كسى در دفتر كار او مىآيد و باقى مانده كار او را مىنويسد! كى اين كار را مىكند او اضافه مىكند عجيبتر اين كه اين فرد مجهول در نوشتههاى خود هيچ اشتباه و يا خراب كارى ندارد و همه كار هاى او درست است. و گويا اين شكايت چند مرتبه تكرار مىشود، رئيس نگهبان شب را مىخواهد كه شبها چه كسى به اتاق اين كارمند مىرود؟ او جواب مىگويد: كسى نمىآيد خودش مىآيد و كار مىكند! كارمند اين گفته را شديدا انكار مىكند و رئيس اداره مجبور مىشود شب خودش نگهبانى كند تا معماحل شود، نيمههاى شب مىبيند خود كارمند آمد و پشت ميز