افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٥ - خوابهاى ما
خواب، دو نفر زندانى به حقيقت پيوست كه قرآن آن را بيان فرموده است و خواب ابراهيم نيز حق و وحى بود كه در موقع ذبح اسماعيل توسط ارسال گوسفند از آن جلو گيرى بعمل آمد: «وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ ...» الروم: ٢٣؛ و از نشانههاى (قدرت و حكمت) او خواب شما و طلب شما از فضل او به شب و روز است در اين خوابيدن شب و كار كردن در روز و طلب رزق و تأمين حوايج از فضل حق آياتى براى مردمى است كه گوش شنوا دارند.
يك آيه، نشانهى حكمت و علم إلهى، خواب است حقيقت خواب به يك مرتبه براى دانشمندان موحد و متدين پيدا است كه از قرآن مجيد به دست آوردهاند: «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ...» الزمر: ٤٢؛ خداوند جانها (نفسها و روحها) را در لحظه موت آنها[١] و جانهايى كه در خواب خود نه مردهاند قبض مىكند سپس نگه مىدارد نفسى را كه بر او حكم موت شده و ديگرى را (كه در خواب نمرده) او را (به سوى بدنش) مىفرستد تا مدت معين.
مستفاد از ظاهر كلمهى «توفى» اين است كه خداوند روح آدمى را در خواب و مرگ بهطوركامل (به وسيله فرشته موت و سر پرست آنان عزراييل) مىگيرد منتهى در فرض موت، روح به عالم برزخ با بدن برزخى او منتقل مىگردد و علاقه تدبيرى او با بدن كاملا قطع مىگردد؛ ولى در فرض خواب ارتباط خفيف روح با بدن با قى مىماند كه نتيجهى آن حركت قلب و جريان خون و تبديل غذا به خون و دستگاه تنفس و قسمتى از مغزسر، به فعاليت خود ادامه مىدهند.
از شواهدى كه واقعيت خواب با حفظ عامل مادى او تا حدود زيادى روحانى است كه
[١] - مرگ هم سبب طبيعى دارد و هم سبب عقلى؛ ولى گاهى سبب فاعلى تنها دارد؛ مانند خود كشى كه سبب مادى آن نيز اختيارى خود آدمى است و ممكن است مرگ تنها به سر آمد اجل باشد و سبب طبيعى و مادى نداشته باشد. اسباب طبيعى و عقلى موت در كتاب روح و ج ٤/ صراط الحق مذكور است.