افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٧ - يك خواب عجيب
خود نشست و به كار شروع كرد! او هم بلا فاصله سيلى محكمى به روى او مىزند؛ ولى برخلاف انتظار، كارمند هيچ عكس العملى نشان نمىدهد و به كار خود ادامه مىدهد! تا اين كه دكتور متخصصى در بيمارستان يك عمل مغزى بر سر او انجام مىدهد و بعدا كارمند تا صبح بخواب مىرود.
حال شبيه اين قصهها زياد است اگر آنها را قبول نكنيم جرئت رد كردن آنها را نيز نداريم. اگر قبول كنيم ارتباط روح با اين بدن را چگونه خفيف بگوييم و عوامل مادى سهگانهاى كه قبلا گذشت اين جا هم ذكر مىكنيم چگونه تحليل كنيم؟[١]
دانشمندان علوم تجربى در مورد عوامل خواب نظرياتى ارايه كردهاند: بعضى آن را نتيجه انتقال قسمت عمده خون از مغز به ساير قسمتهاى بدن مىدانند كه به اين ترتيب براى آن عامل فيزيكى قائلند. بعضى ديگر نيز عقيده دارند كه فعاليتهاى زياد جسمانى، سب جمع شدن مواد سمّى مخصوصى در بدن مىشود و اين امر بر سيستم سلسله اعصاب اثر مىگذارد و حالت خواب به انسان دست مىدهد. اين حال ادامه دارد تا اين سموم تجزيه و جذب بدن مىگردد و به اين ترتيب، براى آن عامل شيميايى قائل شدهاند. جمعى ديگر يك نوع عامل عصبى براى خواب قائلند و معتقدند دستگاه فعال عصبى مخصوصى كه در درون مغز انسان است و مبدأ حركات مستمر اعضا مىباشد، بر اثر خستگى زياد ازكار ميافتد و خاموش مىشود.
به هر حال مىگويند خواب براى انسان ضرورى است، از بررسى آزمايشگاهها بر موشها، ثابت شده است كه بى خوابى دو هفتهاى چند موش موجب مرگ آنان بعد ازمدتى شده و
[١] - در مورد فعاليتهاى ارواح بعد از مردن نيز عجايبى به وجود آمده كه به اثر آن علم روحى جديد در غرب شكل گرفت بنظر من كه چند كتاب را در اين رشته در اسلام آباد پاكستان در زمان جهاد كشور خواندم، هر دانشمند كه او را غرور نگيرد و لجبازى نكند از مطالعهاى آن كتابها به وجود مستقل روح انسان اعتقاد پيدا مىكند.