ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤١٩ - باب شصت و هفتم در بيان حقّ و باطل
علم و حكمتى كه مقارن تقوى نباشد، نتيجه او نيست مگر خسران آخرت و حرمان از رحمت الهى.
و نيز تقوى اساس هر طاعت است و قبول هر طاعت، منوط به تقوى است و طاعت بىتقوى، طاعت نيست و از درجه اعتبار ساقط است.
و التّقوى ماء ينفجر من عين المعرفة باللَّه تعالى، يحتاج إليه كلّ فنّ من العلم، و هو لا يحتاج إلّا إلى تصحيح المعرفة بالخمود تحت هيبة اللَّه و سلطانه، و مزيد التّقوى يكون من اطّلاع اللَّه تعالى على سرّ العبد بلطفه، فهذا اصل كلّ حقّ
مىفرمايد كه: تقوى آبى است كه بيرون مىآيد از چشمه معرفت الهى، و معرفت بنده به ذات و صفات الهى هر چند بيشتر است، در مرتبه تقوى كاملتر است و پرهيزگارى او بيشتر. و به تقوى محتاج است جميع فنون علمها و دست آوردن هيچ علمى و ادراك هيچ كمالى، بىتقوى ممكن نيست و استحكام تقوى نيست مگر به محكم بودن معرفت و شناسائى قهر خالق بىچون به خلايق و نافذ بودن حكم او به همه، به هر چه خواهد و هر تصرّفى كه خواهد.
حاصل آنكه تقوى حاصل نمىشود مگر به آنكه بدانى به تحقيق و يقين، كه تو در تحت فرمان و سلطنت چنين خداوندى، و در هيچ كار، مستقلّ نيستى و حيات و ممات و رزق تو، همه به دست او است و اين معنى را كه مركوز خاطر خود كردى، اجتناب از محرّمات و امتناع از شبهات، به تو آسان مىشود. و اين حاصل نمىشود مگر به خمود و گوشهگيرى و ترك كردن اختلاط با مردم.
و نيز هر گاه دانستى كه خداوند عالم، لطيف است. يعنى: علم به دقايق امور دارد و عالم است به جميع حركات و سكنات تو، و به ظاهر و باطن تو علم او محيط است. تقواى تو زياد مىشود. و اين تقوى كه شناختى و مرتبه او را دانستى، اصل هر حقّ است و منشأ هر خوبى است، و مناط كلّ خيرات است.