ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٩١ - باب بيست و ششم در بيان تفكر
باقى نمىماند از دنيا و حاصل نمىشود از او، مگر بلا و فتنه، كه خواهشهاى نفسانى و اغواهاى شيطانى باشد. و نجات نيافتند از بلا و فتنه دنيا، آنان كه نجات يافتند، مگر به صدق التجا. يعنى: هيچ كس از دنيا و بلاى دنيا، خلاصى نيافت مگر كسى كه از شرّ و فريب شيطان، التجا به خدا برد و توسّل به او نمود و كار خود به او گذاشت و خود را به حفظ و حمايت او كشيد، تا از شرّ او خلاصى يافت. و گر نه به سعى خود، كسى از او خلاصى ندارد. و نمىتواند گفت كه: من از دست او خلاصم و او را به من دستى نيست، مگر بندگان مقرّب الهى و دوستان يك رنگ او، چرا كه راههاى خدعه و فريب او، بسيار است و طريق مكر و حيله او، بيشمار.
و قال نوح عليه السّلام: وجدت الدّنيا كبيت له بابان، دخلت من احدهما و خرجت من الآخر.
از شيخ انبيا، حضرت نوح «على نبيّنا و اله و عليه السّلام» مروى است كه مىگفته است كه: دنيا به نزد من، از بابت خانهاى است كه دو در داشته باشد، كه از يكى داخل شوم و از ديگرى بيرون روم. و هر گاه حضرت نوح با وجود طول عمر، كه دو هزار و كسرى گفتهاند، علاقه او به دنيا چنين باشد، واى به حال ديگران كه با وجود عمر قليل، به مرتبهاى دلبستگى به دنيا دارند كه گويا، در خروج از براى ايشان نيست و از در ديگر هرگز بيرون نخواهند رفت. خداوند تعالى، نور بصيرت ما را زياد كند و بيدارى كرامت فرمايد.
هذا حال نبىّ اللَّه، فكيف حال من اطمانّ فيها، و ركن إليها، و ضيّع عمره في عمارتها، و مزّق دينه في طلبها.
يعنى: هر گاه پيغمبر خدا، با وجود مناعت شأن و علوّ مكان، حالش چنين باشد، پس چون باشد حال كسانى كه اطمينان خاطر به دنيا داشته باشند و ضايع كرده باشند عمر خود را در عمارت دنيا، و نابود كرده باشند آخرت خود را در طلب دنيا.