ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٩
تندى و درشتى با مردم كردن، و اظهار تفوّق و تسلّط با همسران و همجنسان نمودن.
و لا يزداد بذلك من اللَّه إلّا بعدا، و لا يستجلب به على مضىّ الايّام إلّا وحشة
و حاصل نمىشود به اين اعتقادات زايفه، و زياد نمىشود به اين آراء باطله مهلكه، مگر دورى از خداى عزّ و جلّ، و نتيجه اينها، نيست مگر بعد از رحمت الهى، و به دست نمىآيد از اوقات گذشته و عمرهاى تلف شده، مگر وحشت و نفرت.
و الذّكر ذكران، ذكر خالص بموافقة القلب، و ذكر صادق ينفى ذكر غيره
مىفرمايد كه: ذكر الهى بر دو قسم است:
يكى- ذكر خالص: كه به هيچ نحو مشوب به اغراض نباشد، نه دنيوى و نه اخروى. و چنان كه به نطق ظاهر، به ذكر او متنطّق است. و به نطق باطن هم، به اوامر و نواهى او مذعن، و به عظمت و بزرگوارى او معتقد باشد.
دوم- ذكر صادق است: ذكر صادق آن است كه، ذاكر خدا را به هر صفتى كه ذكر مىكند، به مقتضاى او عمل كند. مثل آنكه هر گاه ذكرش
«يا كافى المهمّات».
باشد، در هيچ مهمّى از مهمّات رجوع به غير او نكند و كفايت كارهاى خود را به او واگذارد، و همچنين ساير اسماء.
كما قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله:.
چنان كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله، در مقام عجز و انكسار، مىفرموده است كه:
انّى لا احصى ثناء عليك، انت كما اثنيت على نفسك
يعنى: خداوندا، من توانائى و قدرت ندارم به احصاى حمد و ثناى تو، آنچنان كه فراخور و لايق مرتبه تو است. و تو آنچنانى كه خود حمد خود كردهاى.
فرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله، لم يجعل لذكره مقدارا عند علمه