ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٢٢ - باب پنجاه و يكم در ذمّ حسد
آدم كه اخراج از بهشت باشد ضرر، به خود او رسيد و محروم از رحمت الهى شد و به حضرت آدم عليه السّلام نرسيد مگر نبوّت و اصطفا و رفعت شأن و اجتبا، و علوّ مكان و هدايت مردمان.
فكن محسودا و لا تكن حاسدا، فانّ ميزان الحاسد ابدا ضعيف بثقل ميزان المحسود
پس باش هميشه محسود خلايق، كه ديگران بر تو حسد برند و مباش حاسد كه بر كسى حسد برى، چرا كه ميزان حسود، هميشه سبك است و ميزان محسود سنگين، و چون حسود هميشه به از خود مىبيند، هميشه در غم و غصّه است كه چرا مال او را من نداشته باشم؟ و او چرا مثل من نباشد؟
و الرّزق مقسوم
يعنى رزق هر كسى موافق قسمت ازلى و تقدير سرمدى، مطابق حكمت و مصلحت و مناسب حال هر كسى به او مىرسد، پس حسد بردن به كسى، نه باعث زيادتى روزى حاسد مىشود و نه نقصان روزى محسود. چنان كه مىفرمايد:
فما ذا ينفع الحسد الحاسد؟ و ما ذا يضرّ المحسود الحسد، الحسد اصله من عمى القلب، و جحود فضل اللَّه، و هما جناحان للكفر
مىفرمايد كه: حسد، اصل او و منشأ او، كورى دل است و راه نبردن به حقّ و انكار كردن فضل الهى، و كورى دل و انكار فضل الهى، پر و بال كفرند و قوّت كفر و زور او به اين دو صفت است. پس رسيد كه، حسد حاصل نمىشود مگر از كفران نعمت الهى.
و بالحسد وقع ابن آدم في حسرة الابد، و هلك بذلك مهلكا لا ينجو منه ابدا
و به سبب حسد و از راه حسد، افتاد پسر آدم كه قابيل باشد، در حسرت