ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٠٨ - باب سيزدهم در تعريف شروع به نماز
همه مشرك و كافر باشند، به هيچ وجه نقصان به او راه نمىيابد، نه به ذات و نه به صفات او، و اگر همه مسلم و مؤمن باشند و در غايت اطاعت و انقياد، از اطاعت و انقياد ايشان، به هيچ نحو از انحاء نفعى و كمالى از براى وى حاصل نمىشود. چرا كه هر چه كمال او است و به او لايق است، از براى او حاصل است. چرا كه قوّه و تحصيل و انتظار، نقص است و به او لايق نيست و او از صفات نقيصه، منزّه است.
فليس له من عبادة الخلق إلّا اظهار الكرم و القدرة
و نيست از براى خداوند عالم از عبادت و طاعت بندگان، مگر اظهار كرم و توانائى خود، كه تا خلايق بدانند كه پروردگار ايشان، به چه مرتبه كريم است، كه به عبادت ضعيف معدودى، درجات عاليه غير معدود، كرامت مىفرمايد. و بدانند كه قدرت او غير متناهى است و آخر ندارد. چنان كه حديث است كه: هر كه هزار آيه از قرآن تلاوت كند، مىنويسند ملائكه از براى او در نامه حسنات او، يك قنطار نيكوئى. و قنطار الهى چنان كه در احاديث بيان شده است، پانزده هزار مثقال است، و هر مثقال، بيست و چهار قيراط است، و هر قيراطى كوچكترش به قدر كوه احد است و بزرگترش آنقدر كه پر كند ميان زمين و آسمان را. پس اگر همه مكلّفين از ذكور و اناث و حرّ و عبد، يا اكثر اين عمل را بجا بياورند و مكرّر تلاوت كنند، بايد ملاحظه كرد چه قدر خواهد شد؟! و از اين قبيل ثواب بلكه زايد بر اين، به ازاى عملهاى چند، در احاديث و كتب ادعيه مذكور است. و ممكن است كه مراد از كرم و قدرت ذات اقدس الهى باشد، و تعبير از او به كرم و قدرت به جاى كريم و قادر، به اعتبار عينيّت صفات باشد و اشاره باشد به حديث قدسى:
«كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف».
، يعنى: بودم من پيش از ايجاد عالم، گنج پنهانى و دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم خلايق را تا مرا بشناسند و راه به صفات من ببرند. و اين فقره، ردّ است به اشاعره كه مىگويند: خدا را در ايجاد عالم، غرضى و مطلبى نيست و به گمان لزوم استكمال، به اين ورطه افتادهاند و ندانستهاند كه استكمال وقتى لازم است كه فايده ايجاد، راجع به ذات