ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٩٩ - باب بيست و هفتم در بيان سكوت
براى خدا و در راه خدا بود و نفع اخروى در او بود، سنگ را از دهن بيرون كرده مىگفتهاند و گر نه، نه.
و انّ كثيرا من الصّحابة رضى اللَّه عنهم، كانوا يتنفّسون الصّعداء، و يتكلّمون شبه المرضى
بسيارى از صحابه آن حضرت، اكثر اوقات، ساكت بودهاند و آه بلندى از سينه پردرد مىكشيدهاند. و به سبيل ندرت كه حرفى مىزدهاند، حرف زدن ايشان شبيه بود به حرف زدن بيماران، كه از روى ضعف و خستگى باشد.
و انّما سبب هلاك الخلق و نجاتهم، الكلام و الصّمت
و به درستى و راستى كه، نيست هلاكت خلايق و نجات ايشان، مگر در حرف زدن و خاموش بودن. يعنى: هلاكت در حرف زدن و نجات در خاموشى.
فطوبى لمن رزق معرفة عيب الكلام و صوابه، و فوائد الصّمت، فانّ ذلك من اخلاق الانبياء، و شعار الاصفياء
يعنى: خوشا حال كسى كه راه برده است و تميز كرده است، ميان كلام معيوب و كلام درست. يعنى: دانسته است كه كلام معيوب، كلامى است كه مشتمل باشد بر غيبت مسلمانان، يا هجو و لغو و دروغ و مثل اينها. و كلام درست، كلامى است كه گفتنش ضرور باشد، يا روا باشد و ضرر دينى بر او مترتّب نشود. و خوشا حال كسى كه راه برده است بر فوائد صمت و خاموشى، كه هر كه راه به او برد، البتّه اختيار صمت مىكند و از رذيله پرگوئى نجات مىيابد. چرا كه صمت از اخلاق پيغمبران است و شعار اصفيا و برگزيدگان است.
و من علم قدر الكلام احسن صحبة الصّمت
هر كه دانست قدر كلام را و راه به نقايص او برد البتّه اختيار مىكند صمت را و لب به تكلّم نمىگشايد، مگر به ضرورت. يا مراد اين باشد كه هر كه دانست قدر