ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٢٣ - باب هشتاد و ششم در تفويض
و التّفويض خمسة احرف لكلّ حرف منها حكم، فمن اتى باحكامه فقد اتى به
مىفرمايد كه: تفويض پنج حرف است و از براى هر حرفى حكمى هست، پس هر كه احكام مستنبطه از اين حروف را بجا آورد به تحقيق كه بجا آورده است حقّ تفويض را.
التّاء من ترك التّدبير في الدّنيا، و الفاء من فناء كلّ همّة غير اللَّه تعالى، و الواو من وفاء العهد و تصديق الوعد، و الياء من الياس من نفسك و اليقين بربّك، و الضّاد من الضّمير الصّافى للَّه و الضّرورة إليه
مىفرمايد كه: «تاى تفويض» اشاره است به ترك تدبير و ترك تعلّق به دنيا.
يعنى: مؤمن بايد كه كارهاى خود به خدا گذارد و كرده او را عين حكمت و مصلحت داند، و تدبير خود را مناط اعتبار نداند و تارك دنيا باشد و به دنيا و متعلّقات دنيا، علاقه نداشته باشد.
و «فاء»، اشاره است به فناى هر چه شاغل از خدا است و دورى كردن از هر چه منافى قرب به او است.
و «واو»، اشاره است به وفا كردن به عهد و به مضمون:
«اوفوا بالعهد».
، عمل نمودن، و تصديق و اذعان به وعد كردن، و خود را در سلك آيه كريمه: إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ (مريم- ٤٥)، منسلك داشتن.
و «يا» و «صاد»، اشاره است به صفاى ضمير و ضروريّات به پروردگار واگذاشتن.
و المفوّض لا يصبح إلّا سالما من جميع الآفات، و لا يمسى إلّا معافى بدينه
و چون دانستى كه مفوّض كسى است كه كارهاى خود را به خدا گذارد و تدبير خود را بالكلّيّه ساقط داند پس هر شب را كه به روز مىآرد و صبح مىكند، سالم