ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٦٤ - باب نود و دوّم در حزن و اندوه
قال الصّادق عليه السّلام: الحزن من شعار العارفين لكثرة واردات الغيب على اسرارهم، و طول مباهاتهم تحت سرّ الكبرياء
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: حزن و اندوه، شعار اهل عرفان است.
يعنى: كه خداوند عالم را في الجمله شناخته است و راه به عظمت و جبروت او برده است و به احوال مبدأ و معاد بصيرت دارد، اكثر اوقات محزون و مغموم است، چرا كه سبب غم، تخيّل چيزى است كه منافر طبع باشد، مثل تخيّل موت و مانند آن. و عارف چون هرگز از ياد موت و احوال قيامت و شدايد و أهوال آن، غافل نيست و همواره اينها نصب العين او است، ناچار هميشه محزون و مغموم است.
و المحزون ظاهره قبض و باطنه بسط، يعيش مع الخلق عيش المرضى، و مع اللَّه عيش القربى
و عارف هر چند ظاهرش قبض و گرفتگى است، امّا باطنش بسط و گشادگى است زندگى او با مردم به حسب ظاهر، مثل عيش بيمار است. يعنى: از روى كم رغبتى است، و عيش او با خدا، عيش مقرّبين است و در غايت ميل و رغبت است.
و المحزون غير المتفكّر، لانّ المتفكّر متكلّف، و المحزون مطبوع، و الحزن يبدو من الباطن، و الفكر يبدو من رؤية المحدثات، و بينهما فرق
مىفرمايد: فرق است ميان حزن و تفكّر، چرا كه تفكّر خود را به فكر واداشتن است و تأمّل در مخلوقات كردن، و حزن انفعالى است كه ناشى مىشود از تفكّر.
ديگر آنكه تفكّر امرى است كسبى و از روى اختيار، ناشى مىشود. و حزن امرى است طبيعى و كسب و اختيار را در او دخل نيست.
ديگر آنكه ظهور حزن از باطن است و از باطن به ظاهر سرايت مىكند. و ظهور