ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٤٨ - باب سى و هفتم در صفات منافق
حسد آرزو كردن زوال نعمتى است از كسى و عايدشدن آن نعمت به وى، امّا آرزوى نعمت غير بىزوال از او، غبطه است و مذموم نيست.
چهاردهم- اختيار كردن دنيا بر آخرت، و بدى را بر خوبى رجحاندادن.
پانزدهم- حريص بودن بر نمّامى و سخن چينى و مصدر فتنه و فساد شدن.
شانزدهم- دوست داشتن لهو و لعب، و به كارهاى بىفايده رغبت داشتن.
هفدهم- اعانت كردن اهل فسق، و مدد و اعانت ايشان نمودن.
هجدهم- از اهل خيرات نبودن، و اهل خيرات را بد داشتن و نخواستن كه كسى به كسى احسان كند.
نوزدهم- نيك دانستن كار خود، هر چند در واقع بد باشد و بد دانستن كار غير، هر چند خوب باشد.
و قد وصف اللَّه المنافقين في غير موضع، فقال عزّ من قائل: و من النّاس من يعبد اللَّه على حرف، فان اصابه خير اطمانّ به، و ان اصابته فتنة انقلب على وجهه، خسر الدّنيا و الآخرة، ذلك هو الخسران المبين
خداوند عالم در قرآن مجيد، صفت منافقان را بيان كرده است در چند موضع، يكى اين آيه است و مضمون او اين است كه: بعضى از آدميان عبادت مىكنند پروردگار خود را به وحدانيّت و يگانگى، بر طرفى و كنارهاى از آن، نه در وسط حقيقى، اين مثل است از براى عدم ثبات در دين، بدون سكون و طمأنينه در آن.
همچنان كه كسى بر كناره لشكر ايستاده باشد و منتظر آنكه اگر فتح و ظفر ايشان را باشد، با اطمينان خاطر و دل آرميده در ميان آن لشكر در آيد و با ايشان در غنيمت دست يكى دارد و شريك ايشان گردد. و اگر قضيّه بر عكس اين نتيجه دهد، قرار بر فرار دهد و از ايشان بگريزد. پس اگر برسد او را خير و نيكوئى و صحّت و توانگرى، آرام گيرد بدين، و ثابت شود بر آن. و اگر برسد او را ابتلايى و آزمايشى، چون مرض و فقر و غير آن، برگردد بر روى خود. يعنى: از آن وجه كه متوجّه شده باشد كه كفر است، باز بر آن عود كند. مراد اين است كه مرتد شود و