ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٠٣ - باب صدم در حقيقت عبوديّت
و تفسير العبوديّة بذل الكلّيّة، و سبب ذلك منع النّفس عمّا تهوى، و حملها على ما تكره، و مفتاح ذلك ترك الرّاحة، و حبّ العزلة، و طريقه الافتقار إلى اللَّه تعالى
مىفرمايد: معنى عبوديّت، دست برداشتن است از هر چه خاطر به او متعلّق باشد و صرف كردن همه در راه خدا. و رسيدن به اين مرتبه عليا، و وصول به اين درجه قصوى، ميسّر نمىشود مگر به منع كردن نفس از خواهشها و واداشتن او بر مكروهات، و كليد ترك خواهشهاى نفسانى و حمل او بر مكاره، ترك راحت است و اختيار نمودن عزلت، و رسيدن به ترك راحت و اختيار عزلت، ميسّر نمىشود مگر به راه بردن به احتياج خود در جميع امور به جناب عزّت عزّ سبحانه و افتقار و احتياج به او را در كلّ مهمّات، نصب العين خود كردن و از غير او قطع نظر نمودن.
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: اعبد اللَّه كأنّك تراه فان لم تكن تراه فانّه يراك
حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است كه: بندگى كن خداى را چنان كه گويا مىبينى او را، و اگر تو نبينى او را، او تو را مىبيند. و هر گاه در عبادت، حالى خود كردى كه او تو را مىبيند و به ظاهر و باطن تو اطّلاع دارد، خوب نباشد كه بندگى او را به نحوى كنى كه موافق رضاى او نباشد و از روى كسالت و غفلت باشد.
و حروف العبد ثلاثة، العين و الباء و الدّال، فالعين علمه باللَّه تعالى، و الباء بونه عمّن سواء، و الدّال دنوّه من اللَّه تعالى بلا كيف و لا حجاب
مىفرمايد كه: حروف عبد سه است، «عين» است و «باء» و «دال»، و هر كدام از اين سه حرف، اشاره است به فايدهاى:
حرف اوّل- كه عين است، اشاره است به آنكه اوّل چيزى كه واجب است بر مكلّف و مقدّم است بر همه واجبات، معرفت خداوند عالم است.
حرف ثانى- كه باء است، اشاره است به بعد و دورى از غير حق، هر چه باشد.