ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٤ - باب ششم در تعريف شكر
مقدور، مدد و اعانت مىنمائيد، من زياد مىكنم نعمتهاى شما را. و اگر «عياذا باللَّه» كفران مىورزيد، نعمتهاى مرا به خلق ظاهر نمىكنيد، با وجود قدرت و مكنت، به واسطه خوف پريشانى، در خورش و پوشش به خود و به عيال و متعلّقان، تنگ مىگيريد، و به فقرا احسان نمىنمائيد، پس بترسيد از عذاب من، كه عذاب من سخت است كه: إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ (إبراهيم- ٧).
و لو كان عند اللَّه عبادة، يتعبّد بها عباده المخلصون أفضل من الشّكر على كلّ حال، لاطلق لفظه فيهم من جميع الخلق بها، فلمّا لم يكن افضل منها، خصّها من بين العبادات، و خصّ اربابها، فقال تعالى:
غرض از اين بيان، زيادتى مرتبه شكر است بر ساير عبادات، و مىفرمايد كه: اگر مىبود نزد خداوند عالم، عبادتى و عملى فاضلتر از شكر، هر آينه او را جارى مىكرد در ميان خلايق. پس چون شكر، فاضلتر از همه است، پروردگار عالم تخصيص داد او را به ذكر كردن در قرآن عزيز، و فرمود كه:
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ (سباء- ١٣)
يعنى: كم است در ميان بندگان من شكور، و «شكور» صيغه مبالغه است. يعنى:
بسيار شكركننده و نيك شكركننده. يعنى: كسى كه موصوف باشد به اين صفت، كمياب است. چرا كه دانستى كه «شكر» اطاعت كردن مولى، به جميع جوارح و اعضا، در سرّ و علانيه. و ظاهر است كه عبادت چنينى، بسيار كم و نادر است.
و در ميان علما، خلاف است كه به ازاى شدايد و مصائب و محن، آيا شكر لازم است يا صبر؟ بعضى مىگويند كه: شدايد و محن دنيا، چون از جنس نعمت نيست و شكر در برابر نعمت است، پس آنچه به ازاى اينها لازم است، صبر است نه شكر. و بعضى مىگويند كه: چون در جنب هر محنتى نعمتى است، پس به ازاى آن نعمت كه در جنب محنت است، شكر واجب است. چنان كه بعضى گفتهاند كه: هر بليّه، مشتمل است بر چهار نعمت: