ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٧٣ - باب نود و دوّم در حزن و اندوه
يكى- حياء از ذنب و گناه است. يعنى: حيا مانع است كه مرتكب كباير شود و اين ادناى مرتبه حيا است، و اين حياى عوام است.
دوم- حياى تقصير است. يعنى: شرمش آيد كه مرتكب كارى شود كه مشتمل بر تقصير باشد، هر چند خلاف اولى باشد و اين مرتبه، فوق مرتبه اوّل است و مخصوص اوليا است.
سوم- حياى كرامت است. يعنى: عزّت و بزرگوارى جناب الهى مانع است كه مرتكب خلاف رضاى او شود، چه هر كه بزرگوارى حضرت بارى عزّ اسمه و قدر و مرتبه او نصب العين او شد، به هيچ وجه متوجّه غير او نمىشود، چه جاى محظورات و مكروهات و اين مرتبه، فوق مرتبه اوّل و ثانى است.
چهارم- حياى محبّت است. يعنى: انوار محبّت الهى چنان بر سراسر كشور دلش مىتابد كه مجال مخالفتى براى او در هيچ عضوى از اعضاى وى نمىماند، پس از بس كه ممسوس در حبّ الهى و منهمك در محبّت وى مىباشد، كه اصلا توجّه به غير او نمىكند و التفات به غير او نمىنمايد.
پنجم- حياى هيبت است. يعنى: هيبت و سطوت الهى مانع است از ارتكاب خلاف رضاى او، چنان كه در ثالث افراط محبّت كه منشأ رجاء است، مانع است از توجّه به غير. در اين جا افراط هيبت و غضب كه منشأ خوف است مانع است، و اين دو مرتبه از حيا، اعلاى مرتبه حيا است و مرتبه عرفا و اوليا است. «رزقنا اللَّه الوصول إليهما بجوده و كرمه».