ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٠
تكليف است و مخلوط و مشوب است به آلام و كدورات، و هميشه بايد آدمى در دنيا در مقام منع و زجر نفس باشد از ارتكاب مناهى، از اين حيث مىتواند كه حيات مرغوب نباشد، بلكه مرجوح باشد، و موت به واسطه اشتمال بر خلاصى از اين كدورات، مرغوب و راجح باشد، و از اين حيثيّت كه حيات دنيا سبب تحصيل استعداد كمالات باقيه اخروى است و باعث ادراك درجات بهشت است، حيات دنيا مرغوب باشد، و موت به واسطه اشتمال بر عقبات و أهوال عظيمه قبل از موت و بعد از موت، مرغوب نباشد بلكه مرجوح باشد، چنان كه حديث است كه حضرت امام حسن عليه السّلام در مرض موت بسيار مىگريسته است و اضطراب مىنمودهاند. از او سؤال كردند كه شما را با وجود قرب و منزلت نزد خدا و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، اين همه استغاثه از بهر چيست؟ حضرت فرمود كه: اضطراب من از دو چيز است، يكى فراق احبّه، و ديگرى هول مطّلع، يعنى رستخيز و روز محشر.
و ان تكن الاخرى فانتقل عنها بصحّة العزيمة، و اندم على ما سلف من عمرك في الغفلة
و اگر بعد از رجوع به نفس خود، حال خود را نه چنان بينى كه در آن حالت، راضى به موت توانى بود، پس از اين حالت بد، نقل كن و از اعمال و افعال قبيحه خود، توبه كن، و هر چه را كه تدارك ممكن است، مثل حقّ النّاس، تدارك كن، و از هر چه ممكن نيست، نادم و پشيمان باش، كه عدم خواهش موت، نشانه آلودگى و قساوت قلب است.
و استعن باللَّه على تطهير الظّاهر من الذّنوب، و تنظيف الباطن من العيوب
و مدد و يارى خواه از حضرت بارى تعالى، كه تا پاك گرداند ظاهر تو را از ارتكاب آثام، و پاكيزه دارد باطن تو را از عيب قساوت و آلودگى.
و اقطع زيادة الغفلة من قلبك.