ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٧
وسيله ما آباد كنى، نكردى تقصير ما چيست؟! و از ما، الحال غير قيمت كفنى، انتفاع ندارى، و به زن و فرزند خطاب كرد كه: من از براى خاطر شما، به توهّم باطل و تخيّل عاطل، كه شما زحمت نكشيد، رنج به خود گذاشتم و در راحت و تعيّش به خود بستم، حالا چه كار من مىآئيد؟ ايشان گفتند: از ما غير از آنكه تو را به مدفن رسانيم به لوازم تكفين و تجهيز تو قيام نمائيم، كارى بر نمىآيد. غرض، از هر كدام سؤالها مىكرد و جوابها مىشنيد، تا به هزار حسرت و ندامت، شربت مرگ چشيد. حاصل آنكه، چنان كه طول امل، موجب زحمت دنيا و ندامت و پشيمانى است. قصر امل، باعث راحت دنيا و خوشحالى است. و ممكن است كه اسم اشاره، راجع به موت باشد، يعنى: هر كه را موت و مردن نصب العين شد، از زندان دنيا و زحمتهاى آن خلاص شد، چرا كه منبع كلّ زحمتهاى دنيا، فراموشى «مردن» است و به خاطر نياوردن موت، كه هادم اللّذات است، چنان كه معلوم است.
و سلامة النّفس و الاخلاص في الطّاعة بالتّوفيق
و نيز مىفرمايد كه: كليد خشوع و خضوع به حضرت بارى تعالى، در هر فعل خيرى، سلامت نفس است و اخلاص يعنى: هر كه به توفيق الهى سلامت نفس دارد و فعل و عملش محض از براى خدا است و مشوب به اغراض فاسده نيست، صاحب خشوع و خضوع است.
و اصل ذلك آن يردّ العمر إلى يوم واحد
يعنى: اصل و كليد خشوع و خضوع و منشأ اين دو صفت كمال، كه منشأ تحصيل ساير كمالات نفسانى است، ردّ كردن عمر است هر چند طويل باشد به يك روز، بلكه به يك لحظه. يعنى: اگر خواهى كه نيّت تو در عبادات و كارهاى خير، خالص باشد و محض از براى خدا باشد، قياس كن عمر خود را كه يك روز بلكه يك لحظه بيش نيست. چه، هر چه انقطاع پذير است، هر چند طويل است، قصير است و هر چند به حسب ظاهر، قدرى دارد كه بىقدر و بىاعتبار است. و چنان كه عمر يك روز و يك ساعت هر گاه داند كسى كه عمرش زايد بر او نيست، خالص از