ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٦٥ - باب سى و نهم در بيان وسوسه
مرارت شراب صديد و زقّوم نچشيدى، بلكه حاجبان وجود، اجزاى متفرّقه او جمع گردانند، و او را عريان و حيران، از خاك برانگيزانند، و در مجمع محشر و موقف فزع اكبر، رسوائى افعال او را بر او خوانند، و اگر «عياذا باللَّه»، قطرهاى از بحار رحمت غفّار، دستگير آن سرگشته نگردد، آن بيچاره به گرفتارى عذاب ابدى درماند.
پس كسى كه احوال اول و اوسط او، آن است كه شنيدى و در آخر چنين خطرى در پيش دارد، چه جاى آن است كه شادى و فرح به خود راه دهد.؟! و جميع انبيا و اوليا از خوف اين خطر، حظوظ جسمانى از خود بريدهاند و بهبود خود را در عدم خود ديده، حضرت ختمى پناه «عليه و آله تسليمات الاله»، با كمال قرب به جناب احديّت، گفتى:
«يا ليت ربّ محمّد لم يخلقه».
، هر گاه اين حال مهتر عرصه نبوّت و سرور صفوف ميدان ولايت باشد، امثال ما مفلسان تيره روزگار، بدين معنى اولىتر و غلبه خوف و خشيت به حال ما، لايقتر، با اين همه مراتب، گنجايش عجب دارد كه كسى به خود راه دهد؟! و به سمت كبر، كه ارذل سمات است، موسوم شود؟! بلكه اگر تمام عمر به گريه و ناله گذراند سزا است، و از تنعّمات، به علف صحرا اكتفا كند، روا است.
فمن اعجب بنفسه في فعله، فقد ضلّ عن منهج الرّشاد، و ادّعى ما ليس له، و المدّعى من غير حقّ كاذب، و ان اخفى دعواه و طال دهره
پس، هر كه به طاعت و عبادت خود، عجب كند، و به عمل ناقص خود، فخر نمايد. به تحقيق و يقين كه او گمراه شده است و از راه راست گشته است و مرتبه زياده از مرتبه خود، دعوى كرده است. چرا كه كبر رداى الهى است و سزاوار مرتبه خدائى است كه از جميع نقايص برى است. نه لايق مرتبه امكانى، كه به اكثر عيوب معيوب است و به اكثر نقايص، موسوم. و هر كس چنين دعوى كند، در دعوى خود كاذب است، هر چند دعواى خود به كس اظهار نكند و هر چند زمان بسيار به او بگذرد.