ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٠
و دليل خشيت و خوف الهى و نشانه آن، بزرگ داشتن خداوند است و عظمت و بزرگوارى او را به خاطر آوردن و هميشه متذكّر آن بودن. چنان كه در قرآن فرموده است كه: «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ» (حج- ٧٤)، يعنى كسانى كه خوف الهى ندارند، نيست اين عدم خوف ايشان، مگر از جهت راهنبردن به ذات و صفات او، و به قدر مقدور او را نشناختن. و نيز علامت خشيت و خوف الهى، خلوص عبادت است از امتزاج به غير، چرا كه هر چند طاعت و عبادت به خلوص اقرب است، اشتمال او به تعظيم معبود اكثر است و قدر او نزد معبود بيشتر. از اين جهت، عرفا گفتهاند كه: حقيقت قربت الهى، محض تحصيل رضاى او است و بس، نه اميد بهشت و نه خوف جهنّم، ملحوظ نباشد. چنان كه از حضرت امير عليه السّلام مروى است كه فرمودهاند:
«الهى ما عبدتك لرجاء الجنّة، او لخوف النّار، بل وجدتك اهلا للعبادة، فعبدتك».
، و فرق ميان خشيت و خوف، چنان كه از كلام بعضى ظاهر مىشود، آن است كه خشيت به منزله علّت است و خوف به منزله معلول، چرا كه خشيت عبارت از تصوّر تسلّط و استيلاى شخص است و خوف اثرى است مترتّب بر آن تصوّر، مثل اطاعت او كردن و امتثال اوامر او نمودن. و نيز از علامات خوف الهى، به حذر بودن است، كه هميشه از خود به حذر باشد كه مبادا، حركت ناپسندى كه مرضىّ مولى نباشد از او به ظهور برسد، و نيز باز ايستادن است از ارتكاب مناهى و محرّمات.
و دليلها، العلم
يعنى: دليل و هادى به سوى خشيت و خوف الهى، علم است.
قال اللَّه عزّ و جلّ:
چنان كه خداى تعالى در قرآن عزيز فرموده است:
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.
(فاطر- ٢٨).
يعنى: نمىترسد خداى را هيچ كس، مگر صاحبان علم، و صاحبان علم هم