ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٤
يعنى: هر چه گفتن او منافى ايمان نباشد و گفتنش نزد عقل مجوّز باشد، و فتنه و فسادى بر گفتن مترتّب نشود، بگو، «و إلّا فلا».
فانّ اللَّه عالم بسرّك و جهرك
چرا كه خداوند عالم، عالم و دانا است به باطن و ظاهر تو، و هيچ چيز بر او پوشيده نيست.
و هو عالم بما في الصّدور فضلا عن غيره
و خداوند عالم، دانا است و محيط است علم او، به هر چه در دل تو خطور مىكند و ظاهر نكردهاى، و ظاهر كرده را، به طريق اولى.
و كن كالنّازع روحه او كالواقف في العرض الاكبر
مىباش تو در دنيا، مثل كسى كه محتضر باشد و در نزع روح باشد. يعنى:
چنان كه از محتضر، حركت لغو و ارتكاب مناهى متصوّر نيست، بايد تو نيز چنين باشى. و چنان كه محتضر در حال احتضار، بغير لطف الهى، به هيچ چيز متوجّه نيست و اعانت و يارى از غير او نمىخواهد و طمع از غير او ندارد. تو نيز چنين باش. و باش در دنيا مانند كسى كه ايستاده باشد در روز عرض اكبر، در حسابگاه، در نهايت تحيّر و اضطراب، چنان كه او در آن حال، گرفتار افعال و اعمال خود است و از كارهاى بد خود نادم و پشيمان است. تو نيز در دنيا چنين باش و فرصت غنيمت دان و از نفس خود غافل مشو و از كردههاى بد و گفتههاى بد، نادم و پشيمان باش.
غير شاغل نفسك عمّا عناك ممّا كلّفك به ربّك في امره و نهيه، و وعده و وعيده
و مشغول مكن نفس خود را به غير آنچه مأمورى از جانب پروردگار خود، از اتيان به اوامر و انتهاء از نواهى، به غير از آنچه وعده كرده است از درجات عاليه بهشت از براى مؤمنان، به ازاى عبادات و طاعات و مبرّات. او آنچه وعيد كرده