ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٩
به غير خدا، به غير ذكر خدا، متوجّه هيچ چيز نمىشود. همچنين هر كه حبّ حبّ خدا را در مزرعه دل خود كاشت، البتّه هرگز از ذكر خدا غافل نمىشود.
فانظر ايّها المؤمن فإن كانت حالتك حالة ترضاها لحلول الموت، فاشكر اللَّه على توفيقه و عصمته
پس نظر كن تو اى مؤمن به نفس خود، اگر مىبينى خود را به حالتى كه راضى توانى شد به موت و نزول موت به تو، و از أهوال آخرت و از عذاب و عقاب آن روز، في الجمله خاطرت جمع است، پس خوشا حال تو كه اين علامت قوّت ايمان است و نشانه اجتناب از معاصى است، شكر كن خدا را كه تو را از ارتكاب قبايح محافظت كرده و به اتيان اوامر، توفيق داده، چرا كه تمنّاى موت و رضا به آن، نشانه سعادت و نيكبختى است، چنان كه از أبو ذر رحمه اللَّه پرسيدند كه: چرا چنين است كه بعضى از مرگ و مردن مىترسند و از حلول آن خائف و هراسان هستند، و بعضى راضىاند، بلكه آرزو دارند؟ جواب گفت كه: آنان كه از مرگ مىترسند.
كسانىاند كه دنياى ايشان معمور است و آخرت ايشان خراب، و معلوم است كه انتقال از معموره به خرابه، موجب خوف و ترس است و آنان كه از موت راضىاند و آرزوى آن دارند، آخرت ايشان معمور است و دنياى ايشان خراب، و از اين جهت حيات ايشان در موت است و موت ايشان در حيات. و حديث:
«الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر».
، شاهد بر اين است. منقول است كه حضرت امير مؤمنان، (عليه و اله صلوات الرّحمان)، بعد از ضرب ابن ملجم، (عليه قعر دركات النّيران)، فرمودند كه:
«فزت بربّ الكعبة».
، يعنى: خلاص شدم و نجات يافتم از زحمت دنيا، قسم به ربّ كعبه، حاصل تمنّاى موت و عدم خوف از آن، دليل قوّت ايمان است و خوف علامت ضعف. آنچه از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام مروى است كه:
هر گاه جنازهاى مىديدهاند، مىگفتهاند:
«الحمد للَّه الّذى لم يجعلني من السّواد المخترم».
، يعنى: شكر خداى را كه نگردانيد مرا مرده، به حسب ظاهر منافات دارد با احاديث مذكوره، و دفع منافات ممكن است به اين طريق باشد كه، دنيا چون دار